چگونه علم امام صادق (علیه السلام) به روی عنوان بصری گشوده شد؟
موقعیت شما: اخبار»اخبار فرهنگی و مهدوی» چگونه علم امام صادق (علیه السلام) به روی عنوان بصری گشوده شد؟

چگونه علم امام صادق (علیه السلام) به روی عنوان بصری گشوده شد؟

يكشنبه ۰۵ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۳۱
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

چه می شود که درهای علم آموزی در محضر امام به روی عنوان بصری گشوده می شود؟ آتش مشتاقی عنوان بصری تیز است اما موضوع اینجاست که اگر مشتاقی با ادب همراه نباشد آدمی را به سرمنزل مقصود نمی رساند.

 

چه می شود که درهای علم آموزی در محضر امام به روی عنوان بصری گشوده می شود؟ آتش مشتاقی عنوان بصری تیز است اما موضوع اینجاست که اگر مشتاقی با ادب همراه نباشد آدمی را به سرمنزل مقصود نمی رساند. ادب شرط مهم برای نیل به حق است و نمی توان در نظر آورد که کسی با پرخاش و بی ادبی بتواند به سرچشمه های حکمت و معرفت دست یابد. عنوان بصری در محضر امام رسم ادب را به جا می آورد چه ادبی بالاتر از آن که او با خود می اندیشد: اگر من از این دیدار هیچ توشه ای جز دعای حضرت - خداوند تو را بیامرزد و کنیه ات را ثابت و موفق کند - نداشته باشم باز برای من کافی است. همچنان که عرفا و بزرگان و عالمان بسیار بر آن تأکید کرده اند راه نیل به حق و حقیقت و برخورداری از الطاف خداوندی چیزی جز ادب نیست، به تعبیر مولانا:  "از خدا جوییم توفیق ادب / بی ادب محروم ماند از لطف رب / بی ادب تنها نه خود را داشت بد / بلکه آتش در همه آفاق زد / هرچه بر تو آید از ظلمات و غم / آن ز بی باکی و گستاخی است هم / هرکه بی باکی کند در راه دوست / رهزن مردان شد و نامرد اوست / از ادب پرنور گشته ست این فلک / و از ادب معصوم و پاک آمد مَلَک"


ماجرای عنوان بصری از کجا آغاز شد؟

روایت معروف به "عنوان بصری" یکی از روشن ترین و زیباترین روایت ها در تبیین رابطه میان علم حقیقی و یک مسلمان است که از زبان معصوم (علیه السلام) مطرح شده است. این روایت که در کتاب بحارالانوار علامه مجلسی آمده است به جریان پرسش و پاسخ میان عُنوان بصری  و امام صادق علیه السلام می پردازد.

عُنوان‌ بصري در ابتدای روایت، حال و اشتیاق درونی خود را برای علم  آموزی و باز شدن دریچه های معرفت به رویش این گونه تشریح می کند که: پیش از آن که به محضر امام صادق (علیه السلام) برسد  نزد مالک ابن انس می رفته و  از او طلب علم می کرده است اما زمانی که می شنود امام صادق علیه السلام به مدینه آمده  به نزد امام می رود به گونه ای که پندار و اندیشه درونی اش این بوده است: دوست داشتم همچنان که از مالک علم می آموزم از او نیز بیاموزم.

اما امام معصوم (علیه السلام) تقاضای عنوان بصری را نمی پذیرد. دلایل مختلفی را برای این رد تقاضا می آورند؛ این که او زیر نظر مفتشان حکومتی قرار دارد، این که امام برنامه ریزی دقیقی برای زندگی دارند، این که امام ورد و ذکر و مراقبه خودشان را دارند. امام از عُنوان بصری می خواهد  علوم مورد نظر خود را برود از مالک یاد بگیرد.

بوته آزمایشی که عنوان بصری در آن قرار می گیرد


اگرچه دلایلی که امام (علیه السلام) در دست رد بر سینه عنوان زدن می آورد موجه است اما به یک معنا و از زاویه ای دیگر می شود گفت امام صادق علیه السلام بدین وسیله می خواهد  آتش اشتیاق و اخلاص عنوان بصری را به بوته آزمایش بگذارد و بسنجد او در ادعای خود چقدر صادق است.

در ادامه روایت از زبان بصری می خوانیم که او غمگین و غصه دار از محضر امام (علیه السلام) بیرون آمده است و با خود می اندیشد  چرا امام صادق (علیه السلام) با او چنین برخوردی داشته است. در واقع از این جای روایت، عنوان بصری در یک آزمونی قرار می گیرد که اگر حقیقتا می خواهد راه و رسم علم آموزی حقیقی را یاد بگیرد باید هزینه اش را بپردازد. این هزینه چیزی نیست جز آن که او صدق خود را در این راه ثابت کند. این است که این طالب علم، متوسل به  آستان رسول الله صلوات الله و سلامه علیه می شود. پس به مسجد النبی می رود و متوسل می شود و دو رکعت نماز می گذارد و از خداوند می خواهد قلب امام (علیه السلام) را نسبت به خود متمایل کند تا پنجره ای که رو  به سوی او بسته شده باز شود و بتواند از دانش و معرفت امام (علیه السلام) بهره گیرد.

زانو زدن طالب حقیقی در محضر معصوم (علیه السلام)

عنوان بصری  در ادامه تصمیم می گیرد  نزد هیچ کس دیگری جز امام (علیه السلام) برای علم آموزی نرود. چند وقتی به همین منوال می گذرد تا این که بعد چند روز صبرش تمام می شود و بعد از نماز عصر روی به خانه امام صادق (علیه السلام) می آورد. این بار وقتی عُنوان بصری به محضر امام می رسد و بر حضرت سلام می دهد حضرت او را می پذیرد و می فرماید: "اجْلِسْ! غَفَرَ اللَهُ لَكَ! / بنشین خداوند تو را بیامرزد."  بعد از آن که عُنوان بصری نزد امام می نشیند امام از کُنیه عنوان بصری می پرسد و پاسخ می شنود ابوعبدالله، حضرت در پاسخ می فرمایند: خداوند، کنیه تو را ثابت و موفق ات کند. ابوعبدالله! نیاز و حاجتت چیست؟ این جاست که عنوان بصری، رسم ادب را به جا می آورد و با خود می اندیشد: اگر من از این دیدار هیچ توشه ای جز همین دعای حضرت  برنداشته باشم برای من بسیار است.

رسم ادبی که عنوان بصری به جا می آورد

اما چه می شود که درهای علم آموزی در محضر امام به روی عنوان بصری گشوده می شود؟ آتش مشتاقی عنوان بصری تیز است اما موضوع اینجاست که اگر مشتاقی با ادب همراه نباشد آدمی را به سرمنزل مقصود نمی رساند. ادب شرط مهم برای نیل به حق است و نمی توان در نظر آورد که کسی با پرخاش و بی ادبی بتواند به سرچشمه های حکمت و معرفت دست یابد. عنوان بصری در محضر امام رسم ادب را به جا می آورد چه ادبی بالاتر از آن که او با خود می اندیشد: اگر من از این دیدار هیچ توشه ای جز دعای حضرت - خداوند تو را بیامرزد و کنیه ات را ثابت و موفق کند - نداشته باشم باز برای من کافی است.

بی ادب محروم ماند از لطف رب


همچنان که عرفا و بزرگان و عالمان بسیار بر آن تأکید کرده اند راه نیل به حق و حقیقت و برخورداری از الطاف خداوندی چیزی جز ادب نیست، به تعبیر مولانا:  "از خدا جوییم توفیق ادب / بی ادب محروم ماند از لطف رب / بی ادب تنها نه خود را داشت بد / بلکه آتش در همه آفاق زد / هرچه بر تو آید از ظلمات و غم / آن ز بی باکی و گستاخی است هم / هرکه بی باکی کند در راه دوست / رهزن مردان شد و نامرد اوست / از ادب پرنور گشته ست این فلک / و از ادب معصوم و پاک آمد مَلَک"

اساسا رمز این که انبیا و معصومین (علیه السلام) و اولیا توانسته اند به ریشه های علم حقیقی برسند جز این نبوده که در محضر خداوند، رسم ادب را به جا آورده اند.  به تعبیر مولانا هرجا که در قلب و ذهن و روح ما تاریکی وارد می شود از گستاخی ها و تکبرهایی است که در ما لانه کرده است و ما را از رسم ادب دور ساخته است.

پاسخ امام (علیه السلام) گره علم سکولار را می تواند بگشاید


بعد از این اتفاقات است که امام از عنوان بصری می پرسد چه می خواهی؟ عنوان بصری، تقاضایش را مطرح می کند: از خداوند می خواهم از علم تو مرا سیراب کند.

پاسخ هایی که از این به بعد امام می دهد بسیار قابل اعتنا و تأمل است و به واقع به یکی از مهم ترین گرفتاری های امروز ما پاسخ می دهد. به ویژه آنجا که توجه کنیم ما امروز با تأسف تمام روحیه مدرک گرایی را به جای روحیه علم گرایی نشانده ایم و از آن سو هم گرفتار علوم سکولار هستیم؛ علومی که در آن عملا و اغلب سهمی برای عالم معنا و معنویت و دین قائل نمی شود. اگرچه این پاسخ در تقاضای عنوان بصری داده شده اما به واقع پاسخ همه تشنگانی است که می خواهند به سرچشمه حقیقی معرفت و آگاهی برسند. آنچه در ادامه این بحث در روزهای آتی می آید تأمل های کوتاهی درباره نکاتی است که امام (علیه السلام) به عنوان شیوه های دستیابی به علم و معرفت بیان می فرمایند.

_______

شبستان

نوشتن نظر