تفاوت بـــــرزخ و قیامت

شنبه ۰۴ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۵۹
امتیاز این گزینه
(12 آرا)

در عالم برزخ، روح با بدن مثالی (اجساد لطیف) همراه است كه نه به كلّی مجرّد است و نه مادّی محض؛ بلكه دارای یك نوع تجرّد برزخی؛ است. به این معنی که عالم مثال، هم خصوصیاتی از عالم مادّه را دارد مثل شکل و رنگ و مقدار و هم خصوصیاتی از عالم عقل و مجرّدات تام را، مثل ثبات و تغییرناپذیری و زوال‌ناپذیری و تقیّدناپذیری. بدین صورت به حیات خود ادامه می‌دهد؛ در حالی‌كه در قیامت روح با بدن جسمانی همراه است كه نظیر همین بدن مادّی دنیوی است؛

 

تفاوت برزخ با قیامت از جهات گوناگونی است كه به برخی از آنها اشاره می‌كنیم:
الف) قیامت (قیامت کبری) بعد از منقضی شدن این دنیا است؛ در حالی‌كه برزخ (قیامت صغری) با مردن افراد آغاز می‌شود؛
ب) در عالم برزخ، روح با بدن مثالی (اجساد لطیف) همراه است كه نه به كلّی مجرّد است و نه مادّی محض؛ بلكه دارای یك نوع تجرّد برزخی؛ است. به این معنی که عالم مثال، هم خصوصیاتی از عالم مادّه را دارد مثل شکل و رنگ و مقدار و هم خصوصیاتی از عالم عقل و مجرّدات تام را، مثل ثبات و تغییرناپذیری و زوال‌ناپذیری و تقیّدناپذیری. بدین صورت به حیات خود ادامه می‌دهد؛ در حالی‌كه در قیامت روح با بدن جسمانی همراه است كه نظیر همین بدن مادّی دنیوی است؛
ج) نعمت‌های بهشتی در قیامت، به مراتب از نعمت‌های برزخی والاتر است؛ هم‌چنان‌كه عذاب دوزخی از عذاب برزخی بسی سخت‌تر است.
ابوبصیر از امام صادق(ع) نقل می‌كند كه فرمودند:
«مؤمنان در حالی كه در عالم برزخ برخوردار از نعمتند, پیوسته می‌گویند:
«ربّنا اقم لنا السّاعه وانجز لنا ما وعدتنا؛
پروردگارا! قیامت را برپا كن و وعده‌های خود را درباره ما محقّق ساز.»
و برعكس، مشرکان در حالی‌كه در برزخ معذّبند پیوسته می‌گویند:
«ربّنا لاتقم لنا السّاعه ولا تنجزلنا ماوعدتنا؛1
پروردگارا! قیامت را برپا مساز و وعده‌های خود را درباره ما محقّق نفرما.»

بدن برزخی
بسیاری از حقایق هستی و خصوصاً حقایقی كه در ماورای جهان طبیعت وجود دارد، برای ما مجهول است. البتّه این ندانستن، بیشتر در كمّ و كیف و چگونگی آن حقایق است؛ ولی اصل آن حقایق را عقل و وحی در جای خود اثبات كرده‏اند و ما نسبت به آن آگاهی داریم. بنابراین، سنخيّت و چگونگی بدن‏های برزخی برای ما به صورت كامل و دقیق روشن نیست؛ ولی در عین حال از مجموعه آیه‌ها، روایت‌ها و تحلیل‏های عقلی می‏توان دورنمایی از كمّ و كیف بدن برزخی را تصویر كرد. ابتدا نکاتی مقدّماتی مطرح می‌شود:
الف) در تمام عوالم هستی (عالم مادّی، برزخ و قیامت) انسان دارای بدن است و در هیچ عالمی بی‌بدن نیست؛ به دلیل اینكه روح، حقیقتی است که در عین تعلّق به بدن و در متن و ذات روح، تعلّق به بدن خوابیده است. از این رو، ممكن نیست كه روح باشد و بدنی در كار نباشد. پس اگر انسان در عالم طبیعت، برزخ و قیامت، دارای روح است ـ كه هست ـ واجد بدن نیز خواهد بود؛
ب ) هریك از عوالم هستی نظام، احكام، آثار و قوانین مخصوص به خود دارد؛ یعنی در عالم طبیعت قوانینی غیر از سننی كه بر عالم برزخ حكم ‏فرماست، حاكم است و در عالم برزخ، نظامی وجود دارد كه در عالم قیامت وجود ندارد و در عالم قیامت، آثاری است كه در دو عالم برزخ و طبیعت نیست. از این‌رو، بدنی كه در عالم طبیعت است هم‌سنخ با قوانین حاكم بر این دنیا است و این بدن غیر از بدن برزخی است. بدن برزخی، هم‌سنخ با احكام و آثار عالم برزخ است. همچنین بدن در قیامت غیر از بدن برزخی و بدن مادّی است و بدنی هم‌سنخ با سنن ویژه عالم قیامت و آماده پذیرش آن قوانین مخصوص است؛ مثلاً بدن قیامتی، بدنی است كه در عین سوختن مدام، از بین نمی‏رود یا مثلاً بدن قیامتی یك فرد بهشتی، به صورتی ساخته شده است كه در عین خوردن و آشامیدن، نیازی به تخليّه موادّ تغذیه شده از بدن ندارد. بنابراین نباید تصوّر كرد كه بدن مادّی، برزخی و قیامتی یكسان هستند. ثابت شده است كه عالم تجرّد و قیامت، عالم بالاتر و نزدیك‌تر به مبدأ متعال است و از این‌رو موجودات آن، از مراتب وجودی بالاتر و كامل‏تری برخوردارند. قبل از آن (یعنی در مرتبه فروتر) عالم مثال و برزخ است كه مترتّب بر عالم تجرّد و متأخّر از آن است. عالم آخر، عالم جسم و جسمانيّات یا نظام مادّی است كه دورترین عالم از مبدأ متعال است. از این رو، موجودات آن نیز از مراتب ضعیف‌تر و ناقص‌تری برخوردارند. بنابراین موجودات عالم برزخ از موجودات عالم مادّی، كامل‌تر ولی نسبت به موجودات عالم قیامت و تجرّد، ناقص‌ترند.
بنابراین با توجّه به مطالب فوق، در وجود بدن برزخی شکّی نیست. بحث در کیفیّت آن است. بدن برزخی از آنجا كه از بدن مادّی بالاتر است، از سنخ مادّه و جسم طبیعی نیست كه احكام مادّه بر آن غالب باشد؛ ولی از آنجا كه از بدن قیامتی پایین‌‏تر است، واجد برخی لوازم مادّه، چون شكل، اندازه و مقدار می‏باشد. روایت‌ها نیز به صراحت بیانگر این حقیقتند كه بدن برزخی، شبیه بدن دنیوی است. امام صادق(ع)می‏فرمایند:
«ارواح مؤمنان (در برزخ) در بدن‏هایی شبیه بدن‏های دنیوی آنان است.»2
و در جمله‌ای دیگر می‏فرمایند:
«ارواح انسان‏ها (در برزخ) به صورت جسدهای دنیوی‏اند.»3
لیکن هر چند بدن برزخی بالاتر و كامل‏تر از بدن مادّی است، در عین حال از بدن قیامتی ناقص‌تر است. امام صادق(ع) فرمودند: «بدن‏هایی شبیه بدن‏های دنیوی» یا «در صورت جسدهای دنیوی» كه بیانگر شباهت است؛ نه یكسان بودن. شبیه آن است، چون شكل، مقدار و اندازه دارد و هر فرد مرده‏ای، مرده دیگر را در این قالب مشاهده كرده است، او را می‏شناسد.

ارواح برزخی و دیدار با خانواده

براساس روایت‌ها و همچنین با توجّه به ارتباط نسبی‌ای كه بدن برزخی با بدن مادّی پنهان در زیر خاك دارد، ارواح انسانی در برزخ، براساس منزلت و فضائلی كه در دنیا داشته‏اند، امور دنیوی را درك كرده، حتّی به خانواده خود سر می‏زنند و آنها را زیارت می‏كنند. این امر می‏تواند در هر زمانی و برای هر فردی باشد؛ ولی روز جمعه كم‌ترین و مشخّص‌ترین زمانی است كه در روایت‌ها وجود دارد. در اینجا به ذكر دو روایت بسنده می‏كنیم:
۱. اسحق‌بن عمار از امام کاظم(ع) پرسید: آیا مؤمن خانواده خویش را زیارت می‏كند؟ فرمودند: آری. «گفت: چقدر؟ فرمودند: «بر حسب فضائلشان. پاره‏ای از آنان، هر روز و پاره‏ای، هر سه روز، خانواده خود را زیارت می‏كنند، اسحق‌بن عمّار می‏گوید: در اثنای كلام حضرت، دریافتم كه می‏فرمود: «كم‏ترین آنان هر جمعه [خانواده خود را زیارت می‏كنند].» پس گفتم: در چه ساعتی؟ فرمودند: «هنگام زوال خورشید، یا مثل آن. پس خداوند فرشته‌ای را با او روانه می‏كند تا چیزهایی را به او نشان دهد كه شاد شود و از وی چیزهایی را بپوشاند كه او را غمگین می‌سازد.»4
۲. امام صادق(ع) فرمودند:
«به درستی كه مؤمن خانواده خویش را زیارت می‏كند. پس آنچه را دوست دارد، می‏بیند و آنچه را ناخوشایند دارد، از او پوشیده می‏شود و به درستی‌كه کافر خانواده خویش را زیارت می‏كند. پس می‏بیند آنچه ناخوشایند اوست و از او پوشیده می‏شود آنچه را دوست دارد.»
امام(ع) فرمودند:
«پاره‏ای از ایشان هر جمعه زیارت می‏كنند و پاره‏ای بر حسب عمل خود، زیارت می‏كنند.»5
اینجا این سؤال پیش می‌آید که:
وقتی انسان وارد عالم برزخ می‌شود و باید تا قیامت در آنجا بماند، آیا این مدّت زمان طولانی و گذشت زمان را با روحش حسّ می‌كند؟
در پاسخ باید بگوییم:
انسان با انتقال به برزخ از حقایقی آگاه می‌شود و آن حقایق را با روحش كه یك نحوه اتّحادی با بدن مثالی دارد، ادراك می‌كند؛ مثلاً در هنگام مرگ، متوجّه می‌شود كه امور دنیوی و آن رسوم و عاداتی كه در دنیا به آنها مقيّد بود، اوهامی بیش نبوده است؛ همچنین آنچه را كه ملك خود و مال خود می‌دانسته و بدان تفاخر می‌كرده است، همه پوچ و هیچ شده‌اند و هیچ‌گونه اثری برای او ندارند. اگر ریاستی داشته و به واسطه آن ریاست بر دیگران تكبّر می‌ورزیده، الآن همه و همه به یك‌باره از بین رفتند و هیچ چیزی از آن تفاخر و تكبّر و ریاست برای او باقی نمانده است.6
چون عالم برزخ عالمی مجرّد از مادّه است، بنابراین نسبت به عالم مادّه (دنیا) از لطافت بیشتری برخوردار است. تأثیر عذاب و لذّت نعمت‌ها بر جان آدمی در برزخ، به مراتب قوی‌تر از عالم دنیاست؛ درست شبیه عالم خواب كه مناظر زیبایی كه آدمی در خواب و رؤیا می‌بیند، گاهی بر زبان نمی‌آید و مناظر وحشتناكی هم كه در خواب دیده می‌شود، گاهی نظیری در عالم دنیا ندارند.7
پس انسان در عالم برزخ، حقایقی را ادراك می‌كند. حال به این نكته می‌رسیم كه آیا انسان برزخی، زمان را هم به گونه‌ای كه اگر از جمله انسان‌های اوّلیه باشد، برزخی طولانی را حسّ كند و اگر از جمله انسان‌هایی باشد كه در نزدیكی قیامت مرده‌اند، برزخی كوتاه را ادراك كنند، حسّ می‌كند؟ بالأخره طولانی یا كوتاه بودن برزخ به چه صورتی است و آیا قابل ادراك آدم برزخی هست؟ طبق آیه‌ای از آیه‌های «قرآن» استفاده می‌شود كه كلّاً برزخ نسبت به قیامت، خیلی كوتاه است؛ یعنی وقتی فرشتگان سؤال می‌كنند: چقدر در زمین (مراد برزخ است) مكث داشته‌اید؟ آنها در پاسخ می‌گویند:
«قالُوا لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ؛8
یك روز یا بعض روز.»
آنجا که برزخ نسبت به خلود و جاودانگی قیامت كه سنجیده می‌شود، هرچه هم كه طولانی باشد كوتاه خواهد بود؛ زیرا بالأخره به انتها می‌رسد و آخری دارد؛ ولی مقام بحث ما این است كه بدون توجّه به قیامت، آیا زمان برزخ برای كسی كه خیلی سابق از دنیا رفته است، واقعاً طولانی ادراك می‌شود یا نه؟!
در جواب باید گفت: طبق فرمایش امام راحل(ره) در كتاب «چهل حدیث» ادراك طولانی یا كوتاه بودن برزخ هر كسی، بسته به عقاید، كردار و تعلّقات او به دنیاست. اگر آدمی در دنیا تعلّقش كمتر باشد و گرفتار معاصی و عقاید فاسده نباشد، مكث او در برزخ كمتر خواهد بود. به عبارت دیگر هرچه سبكبارتر باشد و بی‌توجّه به اعتبارات دنیوی، برزخ او كوتاه‌تر خواهد بود.
امام راحل(ره) می‌فرماید:
... خود تعلّق به دنیا و محبّت به آن، اسباب گرفتاری است؛ بلكه میزان در طول كشیدن عالم قبر و برزخ، همین تعلّقات است؛ هرچه آنها كمتر باشد، برزخ و قبر انسان روشن‌تر و گشاده‌تر و مكث انسان در آن كمتر است. بنابراین برای اولیا بیشتر از سه روز ـ چنانچه در بعضی روایت‌ها است ـ عالم قبر نیست؛ آن هم برای همان علاقه طبیعی و تعلّق جبلی است.9
در این‌باره امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند:
«انّ لله مَلَكاً ینادی فی كل یومٍ، لِدُوْا لِلْمَوْت و اجمَعُوا لِلفناء و ابْنُوْا لِلخراب؛
خدای را فرشته‌ای است كه هر روز ندا بركشد و گوید (شما ای مردمی كه دلباخته مال و خانه و فرزند جهان هستید) بزایید برای مرگ و گردآورید برای نابودی و بنا كنید برای ویران شدن.»10

صدرالله زين العبادي

پی‌نوشت‌ها:
1. «بحارالأنوار», محمّدباقر مجلسی، ج ۶, ص ۲۶۹ و۲۷۰.
2. همان،  ج ۶، ص ۲۶۸، روایت ۱۱۹.
3. همان، ج۶، ص ۲۶۹، روایت ۱۲۱.
4. «كافی»، محمّدبن ابراهیم کلینی، به تصحیح علی‏اكبر غفاری، ج ۳، كتاب الجنائز، ص ۲۳۱، روایت پنجم.
5. همان، به تصحیح علی‏اكبر غفاری، ج ۳، كتاب الجنائز، ص ۲۳۰، روایت اوّل.
6. ر.ك: انسان از آغاز تا انجام، علّامه طباطبایی(ره)، ص 69، (ترجمه صادق لاریجانی، چاپ دوم، تابستان 1371، انتشارات الزهرا.
7. ر.ك: «معاد»، دستغیب، صص 31 ـ 35.
8. سوره مؤمنون، آیات 112 و 113.
9. «چهل حدیث»، ص 124، امام خمینی(ره)، (چاپ چهارم، بهار 73، ناشر: مؤسّسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)).
10. «نهج‌البلاغه»، حکمت 128.
سایت ویکی فقه در توضیح عنوان برزخ.