در مسیر کمال 3: پیش به سوی کمال

در مسیر کمال 3: پیش به سوی کمال

پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۳۴
امتیاز این گزینه
(3 آرا)

هدف از خلقت انسان رسیدن انسان به کمال متعالی است و همگان می خواهند در این مسر قدم بردارند و می دانیم که در این مسیر هیچ الگویی بهتر و مطمئن تر از ائمه معصومین علیهم السلام نمی‌باشد در این مقاله با بهره گیری از سخنان گهربار پیشوایان دین، به بیان مهم ترین نکاتی می پردازیم که هر انسان مؤمنی در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی خود باید به آنها توجه کند.

 

بخش قبلی

15.    رازداری و خطاپوشی
آیا تاكنون برای شما پیش آمده است كه بر عیب دوست، همكار، هم‏كلاسی یا یكی از خویشاوندان خود آگاه شوید یا از خطا و لغزشی كه دیگری مرتكب شده است، اطلاع پیدا كنید؟ به یقین، برای هر كس چنین اتفاقی افتاده است. شما در چنین مواقعی چه می‏كنید؟ آیا سعی می‏كنید به هر كس كه رسیدید، به عنوان یك خبر دست اول، عیب و خطای دوست و همكارتان را منتقل كنید یا اینكه نه، به قول معروف «شتر دیدی، ندیدی»، چشم را برهم می‏گذارید و از پخش كردن آن موضوع پرهیز می‏كنید؟ هر كس به وجدان خود مراجعه كند، تصدیق می‏كند كه كار دوم پسندیده‏تر است و بیشتر به سلامت اجتماع كمك می‏كند. به نظر شما، اجتماعی كه در آن، همه با روحیه اعتماد و اطمینان نسبت به یكدیگر برخورد می‏كنند و درصدد عیب‏جویی از دیگران برنمی‏آیند، برای زندگی مناسب‏تر و سالم‏تر است یا اجتماعی كه در آن هر كس درصدد یافتن عیبی از دیگران یا نقطه ضعفی از اطرافیان خود است تا روی آن دست گذارد و همه جا پخش كند؟
مكتب حیات‏بخش اسلام و پیشوایان گران‏قدر آن، پیوسته به عنوان یك اصل در روابط میان برادران مسلمان، بر این نكته پافشاری كرده‏اند كه نباید در برخورد با دیگران همواره دنبال نقاط ضعف و لغزش‏های آنان و در پی عیب‏جویی و خرده‏گیری از ایشان بود، بلكه می‏بایست اساس برخورد را بر صحت و سلامت دیگران قرار داد و اگر خدای نخواسته در موردی ثابت شد كه فلان شخص خطایی را مرتكب شده است، باید از پخش آن خودداری كرد.
از همین رو، پیامبر اسلام، یكی از حقوق برادران مسلمان نسبت به یكدیگر را این می‏داند كه عیب‏پوش یكدیگر باشند و پرده حجاب را از اعمال مخفی دیگران كنار نزنند. خود آن حضرت در این باره می‏فرماید:
مَنْ عَلِمَ مِنْ أَخِیهِ سَيِّئَةً فَسَتَرَها، سَتَرَ اللّهُ عَلَيْهِ يَوْمَ الْقِیامَةِ.
هر كس از گناه برادر دینی‏اش آگاه شود، ولی آن را پوشیده دارد، خداوند نیز در روز قیامت، گناهان او را پوشیده می‏دارد.
از طرف دیگر نیز می‏فرماید:
یا مَعْشَرَ مَنْ امَنَ بِلِسانِهِ وَ لَمْ يَخْلِصِ الاْءِیمانُ إِلی قَلْبِهِ لاتَتَبَّعُوا عَوْراتِ الْمُؤمِنِینَ، فَإِنَّهُ مَنْ تَتَبَّعَ عَوْراتِ الْمُؤْمِنِینَ تَتَبَّعَ اللّه‏ُ عَوْرَتَهُ، وَ مَنْ تَتَبَّعَ اللّه‏ُ عَوْرَتَهُ فَضِحَهُ و لَوْ فِی جَوْفِ بَيْتِه.
ای گروه كسانی كه به زبان ایمان آورده‏اند، ولی ایمان در قلب آنها واردنشده است، به دنبال خطاها و لغزش‏های مؤمنان نباشید؛ زیرا هر كس لغزش و خطای مخفی مؤمن را دنبال كند [تا او را بی‏آبرو سازد ]خداوند نیز در مقابل، اعمال زشت و لغزش‏های او را دنبال می‏كند و [در همین دنیا ]او را رسوا می‏سازد، حتی اگر در گوشه‏ای از خانه خود [و دور از دیدگان ]خلافی مرتكب شده باشد.
پس اگر دوست داریم كه خداوند ما را رسوا نسازد و پرده از اعمال زشتمان برندارد، باید سعی كنیم خود نسبت به دیگران این‏گونه باشیم و اگر خدای نخواسته از كسانی باشیم كه از بی‏آبرویی و هتك حیثیت دیگران شادمان می‏شوند و همواره گوش به زنگ و منتظر هستند تا لغزشی از دیگران مشاهده كنند و به رخ آنها بكشند، باید منتظر باشیم كه خداوند نیز سرانجام ما را رسوا و انگشت‏نمای مردم سازد.
بنابراین، نتایجی كه از این قسمت حاصل می‏شود، این است كه:
1. در روابط اجتماعی خود با دیگران، اصل را بر پوشیده نگه‏داشتن خطاها و لغزش‏های آنان بگذاریم و اسرار و مسائل مخفی دیگران را آشكار نكنیم.
2. در پی عیب‏جویی و انتقاد از دیگران نباشیم، بلكه بیشتر متوجه عیب‏ها و ایرادهای خود باشیم؛ چرا كه به قول سعدی:
گر هر دو دیده نبیند به اتفاق
بهتر ز دیده‏ای كه نبیند خطای خویش

فایده این مطلب كه انسان همواره متوجه عیوب خود باشد، این است كه انسان از توجه به عیوب دیگران باز می‏ماند. امیرالمؤمنین علی ـ علیه‏السلام ـ فرمود:
لا تَتَّبِعَنَّ عُيُوبَ النّاسِ فَإِنَّ لَكَ مِنْ عُيُوبِكَ إِنْ عَقَلْتَ ما يَشْغَلُكَ أَنْ تَعِیبَ أَحَدا.
هرگز عیوب مردم را پی‏جویی مكن؛ چرا كه برای تو عیوبی است كه اگر در آنها اندیشه كنی، فرصتی برای پرداختن به عیب‏های دیگران نمی‏یابی.
از طرف دیگر، كسی كه به دنبال یافتن ایراد و نقطه ضعفی از دیگران باشد، دوستان خود را از دست می‏دهد و كسی مایل به معاشرت با او نخواهد بود.
3. اساس برخورد و ارتباط با برادران و خواهران دینی را همواره بر خوش‏گمانی به آنها بگذاریم كه به قول سعدی شیرازی:
هركه را جامه پارسا بینی
پارسا دان و نیك‏مرد انگار

ور ندانی كه در نهانش چیست
محتسب را درون خانه چه كار؟

این مسئله از چنان اهمیتی برخوردار است كه وقتی یكی از یاران امام موسی كاظم علیه‏السلام به آن حضرت عرض می‏كند:
گاهی اتفاق می‏افتد كه باخبر می‏شویم یكی از برادران ایمانی كار ناشایستی انجام داده است، ولی وقتی از خود او سؤال می‏كنیم، به كلی منكر می‏شود و آن خبر را تكذیب می‏كند، در حالی كه ما آن خبر را از افرادی مورد اطمینان شنیده بودیم؛ در این موارد چه كنیم؟ [حرف آن افراد مورد اطمینان را قبول كنیم و یا حرف خود او را كه منكر آن عمل شده است؟]
امام در جواب می‏فرماید:
یا مُحَمَّدُ! كَذِّبْ سَمْعَكَ و بَصَرَكَ عَنْ أَخیكَ، فَإِنْ شَهِدَ عِنْدَكَ خَمْسُونَ قَسامَةً و قالَ لَكَ قَوْلاً، فَصَدِّقْهُ و كَذِّبْهُمْ و لا تُذِیعَنَّ عَلَیهِ شیئا تُشِینُهُ بِهِ وَتُهدِمُ بِهِ مُرُوَّتَهُ فَتَكُونُ مِنَ الَّذَینَ قالَ اللّه‏ُ عزَّوَجَلَّ: «إِنَّ الَّذینَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الفاحِشَةُ فِی الذَّيِنَ امَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنیا وَ الاخِرَةِ» .
ای محمد! دیده‏ها و شنیده‏های خود را در مورد برادرت تكذیب كن [و به او گمان ناروا نبر]، حتی اگر پنجاه نفر از افراد مورد اطمینان نزد تو شهادت دهند كه فلان برادر دینی‏ات خلافی مرتكب شده است، ولی خود او حرف دیگری بزند و نسبتی را كه به او داده‏اند، قبول نكند، تو باید حرف آن پنجاه نفر را نپذیری و قول او را تصدیق كنی. هرگز درباره برادرت، چیزی را كه موجب زشتی و بی‏آبرویی او می‏شود و حیثیتش را می‏برد، منتشر نكن؛ چرا كه در این صورت از كسانی خواهی بود كه خدا درباره آنها  فرموده است: «كسانی كه دوست دارند زشت‏كاری در میان آنان كه ایمان آورده‏اند، شیوع پیدا كند، برای آنان در دنیا و آخرت عذابی پردرد خواهد بود...».
البته باید توجه داشت كه این سخن امام هفتم شیعیان در محدوده ارتباطات اجتماعی برادران و خواهران مسلمان مطرح شده و هدف ایشان این بوده است كه نباید اجازه داد حرمت و حیثیت دیگران به هر قیمتی در جامعه شكسته شود؛ زیرا حفظ آبروی افراد تا بدان حد ارزشمند است كه نمی‏توان به صرف شنیدن اخبار و شایعاتی به خود اجازه نقل و پخش آن را داد و سبب هتك حرمت دیگران شد. ازاین‏رو، تنها به قول خود شخص اعتماد می‏كنیم، ولی وقتی موضوعی در ادگاه و نزد قاضی مطرح می‏شود، دیگر این‏گونه نیست كه قاضی به صرف انكار شخص اكتفا كند و قول شهادتدهندگان را نپذیرد، بلكه در آنجا اصول و قواعد دیگری مطرح است كه با آنچه در اینجا در محدوده روابط اجتماعی افراد با یكدیگر بیان شد، فرق دارد.
در اینجا لازم است به عزیزانی كه مسئولیتی بر عهده دارند یا در رأس اداره و سازمانی هستند، توصیه كنیم كه اجازه ندهند بعضی از زیردستانشان به خاطر چاپلوسی و تقرب به ایشان، به بدگویی و عیب‏جویی دیگران بپردازند و با آبروی آنها بازی كنند، چنان‏كه امیرمؤمنان علی ـ علیه‏السلام ـ به كارگزاران خود سفارش می‏كرد:
وَلْيَكُنْ أَبعَدَ رَعِيَّتِكَ مِنْكَ وَ أَشْنَأهُمْ عِنْدَكَ أَطْلَبُهُم لِمَعايِبِ النّاسِ.
و باید كه دورترین افراد رعیت از تو و دشمن‏ترین آنان نزد تو كسی باشد كه بیش از دیگران عیب‏جوی مردم است.
سعدی نیز ما را از توجه به عیب‏جویان برحذر می‏دارد و می‏گوید:
هر كه عیب دگران پیش تو آورد و شمرد
بی‏گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد


16.    پوزش‏پذیری
در همه محیط‏های اجتماعی و در میان تمامی كسانی كه به‏گونه‏ای با یكدیگر در ارتباط هستند، خواه دو برادر، دو خواهر، دو دوست یا دو همكار، در هر حال مسائلی پیش می‏آید كه سبب ناراحتی و دل‏گیر شدن یكی از دو طرف می‏گردد و این معمولاً، امری اجتناب‏ناپذیر است. نكته مهم و قابل توجه اینجاست كه در این مواقع چه باید كرد؟ آیا با پیش آمدن كوچك‏ترین ناراحتی یا دیدن برخوردی ناشایست از دوست و برادر و خواهر ایمانی خود، باید پیوندهای دوستی‏مان را از یكدیگر بگسلیم و اجازه دهیم كه روز به روز فاصله بین ما زیادتر گردد؟
آیا باید بگذاریم این امر زمینه‏ای برای سوء استفاده كسانی شود كه نمی‏توانند رابطه نزدیك و دوستانه برادران و خواهران مسلمان را ببینند؟ به راستی اگر در رابطه بین شما و دوستانتان مسئله ناراحت كننده یا اگر دوستی نسبت به شما بی‏مهری و در حق شما كوتاهی كرد، ولی او پس از مدتی، پشیمان شد، شما با او چگونه رفتار می‏كنید؟ آیا عذرش را می‏پذیرید و از خطای او می‏گذرید یا اینكه آتش كینه‏تان همچنان شعله‏ورتر می‏ماند؟
پیامبر گرامی اسلام در وصیت خویش به امیرالمؤمنین علی ـ علیه‏السلام ـ فرمود:
یا عَلی مَنْ لَمْ يَقبَلْ مِنْ مُتَنَصِّلٍ عُذْرا، صادِقا كانَ أَوْ كاذِبا، لَمْ يَنَلْ شَفاعَتِی.
ای علی! هر كس عذر دیگری را كه از او بخشایش می‏طلبد، نپذیرد، شفاعت من شامل حال او نمی‏شود، خواه آن شخص كه عذر می‏آورد و خود را تبرئه می‏كند، در ادعای خود صادق باشد، خواه دروغ‏گو.
پیامبر اكرم ـ صلّی‏الله‏علیه‏و‏آله ـ در این حدیث تصریح می‏فرماید كه شما به این كار نداشته باشید كه آیا واقعا شخصی كه معذرت‏خواهی می‏كند و درصدد تبرئه خویش است، راست می‏گوید یا دروغ، بلكه وظیفه شماست كه در هر حال، حرفش را بپذیرید و عذرش را قبول كنید.
در حدیثی از امام زین‏العابدین  ـ علیه‏السلام ـ آمده است كه:
إِنْ شَتَمَكَ رَجُلٌ عَنْ يَمِینِكَ ثُمَّ تَحَوَّلَ إِلی يَسارِكَ وَ اعْتَذَرَ إِلَيْكَ فَاقْبَلْ عُذْرَهُ.
اگر كسی در طرف راست شما ایستاد و به شما دشنام و ناسزایی گفت، ولی بعد به طرف چپ شما آمد و عذرخواهی كرد، عذر او را بپذیرید.
این اخلاق نشانه كمال بزرگواری و اوج ایمان شخص است. هر كدام از ما باید سعی كنیم كه به‏تدریج در ادای كامل این حق دوستان و اطرافیانمان؛ یعنی پذیرش عذر خطاهای ایشان، گام برداریم و به این صفت كریمان بیش از پیش آراسته گردیم.

17.     عیادت و دل‏جویی
یكی از نكات مهم در روابط و آداب معاشرت‏های اجتماعی، عیادت دوستان و بستگانی است كه دچار بیماری شده‏اند. اصولاً در چنین مواقعی است كه دوستی و خویشاوندی ارزش واقعی خود را پیدا می‏كند. وقتی شما بر بالین برادر یا خواهر مسلمان خود حاضر می‏شوید و از او دل‏جویی می‏كنید و حال وی را می‏پرسید، احساس آرامش به او دست می‏دهد و دردش تسكین می‏یابد. به همین دلیل، در چنین لحظاتی نسبت به شما احساس مهر و محبت بیشتری می‏كند و همین سبب می‏گردد در آینده، روابط دوستانه یا پیوند خویشاوندی میان او و شما محكم‏تر شود و از پایداری بیشتری برخوردار گردد. به علاوه همین عیادت سبب می‏شود كه اگر از قبل نسبت به هم كدورت و ناراحتی داشته‏اید، برطرف شود و خلوص و صفا جای آن را بگیرد. ازاین‏رو، در معارف اخلاقی اسلام تأكید بسیاری بر عیادت بیماران و
دل‏جویی از آنان شده و پیامبر گرامی اسلام، آن را یكی از حقوق اهل ایمان نسبت به یكدیگر برشمرده است. امام صادق ـ علیه‏السلام ـ نیز در این‏باره می‏فرماید:
مَنْ عادَ مَرِیضا شَيَّعَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ، يَسْتَغفِرُونَ لَهُ حَتّی يَرْجِعَ إِلی مَنْزِلِهِ.
كسی كه به قصد عیادت بیماری از خانه خود خارج می‏شود، هفتاد هزار فرشته او را همراهی می‏كنند و تا آن زمان كه دوباره به خانه برگردد، برای او طلب آمرزش می‏كنند.
بنا بر دستورهایی كه در روایات آمده است، هنگام عیادت از بیماران باید به آداب مربوط به این عمل نیز توجه داشت تا كار خیر ما تكمیل شود و از ثواب بیشتری برخوردار گردد.
دو ادب مهم كه رعایت آنها هنگام دیدار از بیماران لازم است، عبارتند از:
1. از توقف زیاد نزد بیمار خودداری كنیم، مگر اینكه خود او از ما بخواهد كه بمانیم.
2. در صورت امكان، چیزی كه بیمار را خوشحال می‏كند، با خود همراه ببریم و به قول معروف، دست خالی نباشیم.  این را هم اضافه كنیم كه عیادت بیماران و حاضر شدن بر بالین انسان دردمندی كه ناتوانی بر او غالب شده و در بستر درد و رنج افتاده است، می‏تواند تذكر و هشداری به انسان‏های برخوردار از نعمت سلامتی باشد و به آنها گوشزد كند كه:
دایم گل این بستان، شاداب نمی‏ماند         دریاب ضعیفان را در وقت توانایی

18.     پذیرش دعوت
نكته دیگری كه در معاشرت با دیگران و به طور كلی در زندگی اجتماعی باید بدان توجه شود، این است كه همواره سعی كنیم به هر شكل ممكن، دوست و برادر خود را راضی نگه داریم و موجبات دل‏خوری او را فراهم نكنیم. ممكن است روزی یكی از دوستانتان، شما را به منزلش دعوت كند، ولی شما به دلیل گرفتاری، دوری مسافت، بی‏حوصلگی یا هر دلیل دیگر، چندان مایل به اجابت دعوت او نباشید، در حالی كه می‏دانید او از صمیم قلب می‏خواهد كه دقایقی را با شما به سر برد و اگر شما دعوتش را نپذیرید، دل‏گیر خواهد شد و به دوستی‏تان لطمه وارد می‏شود. در چنین صورتی ما باید سعی كنیم تا آنجا كه می‏توانیم خشنودی و رضایت دوست خویش را بر دیگر امور زندگی مقدّم بداریم و دعوتش را بپذیریم. رسول اكرم ـ صلّی‏الله‏علیه‏و‏آله ـ دراین‏باره می‏فرماید:
أُوصِی الشّاهِدَ مِنْ أُمَّتِی وَ الْغائِبَ أَنْ يُجِیبَ دَعْوَةَ الْمُسْلِمِ، وَ لَوْ عَلی خَمْسَةِ أَمْیالٍ، فَإِنَّ ذلِكَ مِنَ الدِّینِ.
و همه امتم را اعمّ از آنهایی كه حاضرند و آنهایی كه غایبند، سفارش می‏كنم كه دعوت برادر مسلمان خود را بپذیرند، اگرچه مجبور باشند پنج میل (20 كیلومتر) راه بپیمایند؛ زیرا این عمل نشانه دین‏داری فرد است.
آن حضرت در جای دیگری در بیان نشانه‏های جفا می‏فرماید:
ثلاثه مِنَ الْجَفاءِ... و أَنْ يُدْعَی الرَّجُلُ إِلی طَعامٍ فَلا يُجِیبُ أَوْ يُجِیبُ فَلايَأكُلُ.
سه چیز از نشانه‏های جفا [ و پشت كردن به دوستان ]... و اینكه شخص را برای مهمانی و صرف غذا دعوت كنند، ولی او اجابت نكند یا در مهمانی حاضر شود، ولی غذا نخورد.
البته باید توجه داشت همه نكاتی كه ما در اینجا تذكر می‏دهیم، به روابط و معاشرت‏های برادران مسلمان و دوستان و خویشان مربوط است، وگرنه شركت در هر مجلسی و پذیرفتن هر دعوتی به طور حتم جایز نیست. حضور در مجالس و محافلی كه در آنها گناه و معصیت وجود دارد یا قبول دعوت كسی كه وجهه خوبی در اجتماع ندارد و سبب بدگمانی مردم می‏گردد، به هیچ وجه شایسته نیست. برای مسئولان و مدیران جامعه اسلامی نیز شركت در میهمانی‏های پرتجمل و نشست و برخاست با طبقات مرفّه و خوش‏گذران اجتماع كه از درد مردم خبر ندارند، زیبنده نیست. مولای متّقیان علی ـ علیه‏السلام ـ، یكی از كارگزاران خود، به نام عثمان بن حُنَیف را به سبب شركت در یك میهمانی پرتجمل و اشرافی مورد سرزنش و نكوهش قرار داد و فرمود:
يَابْنَ حُنَيْفٍ، فَقَدْ بَلَغَنِی أَنَّ رَجُلاً مِنْ فِتْيَةِ أَهلِ الْبَصرَةِ دَعاكَ إِلی مَأْدُبَةٍ فَأَسْرَعْتَ إِلَیها، تُسْتَطابُ لَكَ الْأَلوانُ، و تُنْقَلُ إِلَيْكَ الْجِفانُ؛ وَ ما ظَنَنْتُ أَنَّكَ تُجِیبُ إِلی طَعامِ قَوْمٍ عائِلُهُمْ مَجْفُوٌّ، وَغَنِيُّهُمْ مَدْعُوٌّ، فَانْظُرْ إِلی ماتَقضَمُهُ مِنْ هذا الْمَقْضَمِ، فَمَا اشْتَبَهَ عَلَيْكَ عِلْمُهُ فَالْفِظْهُ، وَ ما أَیقَنْتَ بِطِیبِ وَجْهِهِ فَنَلْ مِنْهُ.
ای پسر حنیف! به من خبر رسیده كه مردی از جوانان بصره، تو را به مهمانی خوانده و تو نیز بدانجا شتافته‏ای. [در آنجا] سفره‏ای رنگین برایت افكنده و ظرف‏هایی پرطعام پیشت نهاده‏اند. هرگز نمی‏پنداشتم كه تو دعوت قومی را اجابت كنی كه بینوایان را از در می‏رانند و توانگران را بر سفره می‏نشانند! بنگر كه چه می‏خوری، هر چه را در حلال بودن آن تردید داری، از دهان بیفكن و آنچه را یقین داری از راه حلال به دست آمده است، بخور.
بنابراین، دانستیم كه اجابت دعوت آشنایان و شركت در مجالس و محافلی كه دوستان و برادرانمان، ما را به آنها فرا می‏خوانند، در صورتی كه می‏دانیم در آن مجالس و محافل از گناه و معصیت خداوند خبری نیست، لازم بوده و بجاست كه بی‏درنگ در مجالس و میهمانی‏های آنها شركت كنیم، این امر سبب نزدیكی هر چه بیشتر قلب‏ها و استوارتر شدن دوستی‏ها می‏گردد.

19.    قدرشناسی و سپاس‏گزاری
داشتن روحیه قدرشناسی و سپاس‏گزاری نسبت به دیگران یكی از كمالات انسانی و از خصال اهل ایمان است. بدین بیان كه اگر كسی برای ما كاری انجام داد و زحمتی را هرچند ناچیز به خاطر ما متحمل شد، سپاس و امتنان خود را ابراز كنیم تا طرف مقابل متوجه شود ما قدر زحمت‏های او را دانسته‏ایم و فرد ناسپاسی نیستیم. داشتن روحیه طلبكارانه نسبت به دیگران، برخورد متوقعانه با اطرافیان و نادیده گرفتن تلاش‏ها و زحمت‏های آنها نشانه بی‏شخصیتی، خودپسندی و سستی پایه‏های ایمان فرد است. این نكته در روایات مورد توجه قرار گرفته است و امام رضا ـ علیه‏السلام ـ در این‏باره می‏فرماید:
مَنْ لَمْ يَشْكُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ لَمْ يَشْكُرِ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ.
هر كس لطف و احسان بندگان خدا را سپاس نگوید، خدا را هم به حقیقت شكر نخواهد گزارد.
انسان باید در زندگی نسبت به هر كس كه به نحوی در رفع نیازمندی‏ها و احتیاجات او مؤثر است و موانع و مشكلات را از پیش پای او برمی‏دارد و در یك كلام، نسبت به همه كسانی كه بقا و حیات او بی‏وجود آنها امكان‏پذیر نیست، سپاس‏گزار و قدرشناس باشد و این قدردانی را نیز به نحوی ابراز كند. البته نباید تنها به امتنان و رضایت قلبی نسبت به زحمات دیگران اكتفا كرد و پیش خود قدردان تلاش دیگران باشیم، بلكه آنچه مهم است، اظهار تشكر زبانی و بیان مراتب قدرشناسی خود نسبت به اعمال دیگران است تا بدین وسیله بتوان در روح و قلب فردی كه كاری در حق ما انجام داده است، نفوذ و محبتش را نسبت به خود جلب كرد. در روایات به این امر بسیار سفارش و تأكید شده است.
بنابراین، خواه در برابر زحمات طاقت‏فرسای پدر و مادر خویش یا فداكاری‏ها و ایثار همسرمان و خواه در برابر تلاش‏های صادقانه یك دوست یا زحمات بی‏شایبه یك آشنا قرار داشته باشیم، وظیفه داریم نه تنها شاكر و
سپاس‏گزار درگاه خداوند باشیم كه منعم حقیقی است، بلكه باید از هر كس از بندگان خدا كه به نحوی بر گردن ما حقی دارد، تشكر و سپاس‏گزاری كنیم.

20.    داد و دهش
در طول زندگی  حکایت ها و داستان های شگفت انگیز فراوانی از علمای اخلاق و اصحاب عرفان و معنا درباره کسانی که از دنیا رفته و در عالم برزخ به نجات و رستگاری دست یافته بودند، شنیده یا خوانده بودم که در بسیاری آنها رمز نجات و رستگاری پس از مرگ، سخاوت، بخشندگی و به بیان شاعران شیرین سخن؛ «داد و دهش» بیان شده بود. این موضوع برایم بسیار جالب و در عین حال تأمل برانگیر بود و با خود می اندیشیدم که آیا واقعاً سخاوت این همه اثر دارد که حتی کسانی را که در عمر خود گناهانی بزرگ مرتکب شده اند، از عذاب الهی نجات می دهد!؟ این پرسش همواره برایم مطرح بود تا اینکه به روایاتی برخورد کردم که درباره فضیلت سخاوت و بخشندگی نقل شده بود. در بسیاری از روایات نقل شده در این زمینه، سخاوت درختی از درختان بهشت یا شاخه ای از شاخه های درختان بهشتی معرفی و در آنها تصریح شده ود که هر که به این درخت یا شاخه های آن درآویزد، بی تردید به بهشت وارد می شود.
در یکی از این روایات به نقل از رسول گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ آمده بود:
إِنَّ السَّخَاءَ شَجَرَةٌ مِنْ أَشْجَارِ الْجَنَّةِ لَهَا أَغْصَانٌ مُتَدَلِّيَةٌ فِی الدُّنْيَا فَمَنْ كَانَ سَخِيّاً تَعَلَّقَ بِغُصْنٍ مِنْ أَغْصَانِهَا فَسَاقَهُ ذَلِكَ الْغُصْنُ إِلَی الْجَنَّةِ وَ الْبُخْلُ شَجَرَةٌ مِنْ أَشْجَارِ النَّارِ لَهَا أَغْصَانٌ مُتَدَلِّيَةٌ فِی الدُّنْيَا فَمَنْ كَانَ بَخِیلًا تَعَلَّقَ بِغُصْنٍ مِنْ أَغْصَانِهَا فَسَاقَهُ ذَلِكَ الْغُصْنُ إِلَی النَّارِ.
سخاوت درختی از درختان بهشت است که شاخه های آن در دنیا آویزان شده است، پس کسی که سخاوتمند است، به شاخه ای از شاخه های این درخت درمی  آویزد و آن شاخه او را به سوی بهشت هدایت می کند و بخل درختی از درختان جهنم است که شاخه های آن در دنیا آویخته شده است پس کسی که بخیل است به شاخه ای از شاخه های این درخت آویزان می شود و این شاخه او را به جهنم می رساند.
در روایت دیگری که از امام موسی بن جعفر ـ علیه السلام ـ نقل شده است، در همین زمینه چنین می خوانیم:
السَّخِيُّ قَرِیبٌ مِنَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْجَنَّةِ قَرِیبٌ مِنَ النَّاسِ بَعِیدٌ مِنَ النَّارِ وَ الْبَخِیلُ بَعِیدٌ مِنَ الْجَنَّةِ بَعِیدٌ مِنَ النَّاسِ قَرِیبٌ مِنَ النَّار.
]شخص[ سخاوتمند به خدا، به بهشت و به مردم نزدیک و از جهنم دور است و ]شخص[ بخیل از بهشت و از مردم دور و به آتش نزدیک.
بر اساس همین فرهنگ دینی و روایات نقل شده از معصومان ـ علیهم السلام ـ بوده است که در ادبیات فارسی و فرهنگ ایرانی موضوع سخاوت یا داد و دهش جایگاه والایی دارد و بسیاری شعرای پارسی گوی در وصف سخاوت و سخاوتمندی شعر سروده اند که از آن جمله می توان به این دو بیت از اشعار حکیم ابوالقاسم فردوسی اشاره کرد:
فریدون فرخ فرشته نبود
زمشک و ز عنبر سرشته نبود

به داد و دهش یافت آن نیکویی
تو داد و دهش کن فریدون تویی


21.    امید بستن به ناامیدی
همه ما بارها این سخن را شنیده یا در مواقع سختی ها و مشکلات برای دلگرمی دادن به دیگران از آن استفاده کرده ایم که «در ناامیدی بسی امید است» این سخن در جای خود بسیار درست است و کسی که از عمق جان به آن باور داشته باشد، هرگز در هجوم سختی-ها و ناملایمات زندگی دچار ناامیدی نمی شود، ولی در فرهنگ اهل بیت ـ علیهم السلام ـ به نکته ای اشاره شده که بسیار فراتر و والاتر از این سخن است. در این فرهنگ، افزون بر دعوت به امیدواری و ناامید نشدن از ..... در شرایط سخت و بحرانی زندگی، از ما خواسته اند که دایره امیدمان را بسیار گسترده تر از آنچه در تصورمان می گنجد قرار دهیم و به آنچه که به آن امیدی نداریم بسیار امیدوارتر از چیزی باشیم که به آن امید داریم.
امام صادق ـ علیه السلام ـ در حدیثی به نقل از پدرش، از جد بزرگوارش چنین روایت می کند:
حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ جَدِّی عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ كُنْ لِمَا لَا تَرْجُو أَرْجَی مِنْكَ لِمَا تَرْجُو فَإِنَّ مُوسَی بْنَ عِمْرَانَ خَرَجَ يَقْتَبِسُ لِأَهْلِهِ نَاراً فَكَلَّمَهُ اللَّهُ تَعَالَی فَرَجَعَ نَبِيّاً وَ خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَإٍ كَافِرَةً فَأَسْلَمَتْ مَعَ سُلَيْمَانَ وَ خَرَجَ سَحَرَةُ فِرْعَوْنَ يَطْلُبُونَ الْعِزَّةَ لِفِرْعَوْنَ فَرَجَعُوا مُؤْمِنِین.
امیرمؤمنان که درود خدا بر او باد، فرمود: به آنچه بدان امید نداری، امیدوارتر باش از آنچه بدان امید داری، پس به درستی که موسی بن عمران که درود خدا بر او باد، خارج شد تا برای خانواده اش آتش بیاورد، ولی خداوند بلندمرتبه با او سخن گفت و پیامبر بازگشت و ملکه سبأ با حالت کفر خارج شد، ولی به همراه سلیمان اسلام آورد و ]همچنین[ جادوگران فرعون خارج شدند تا برای فرعون عزت و بزرگی بیاورند، ولی مؤمن بازگشتند.
آری، اگر ما در زندگی بر اساس خوش بینی به خداوند، به جای امیدوار بودن به اندیشه، کار، تلاش، توان و خلاقیت خود به فضل و رحمت بی انتهای خداوند امیدوار و دل بسته باشیم می توانیم.....

22.    خدمت به همسر

یکی از نگاه های اشتباهی که در بسیاری از مردان درباره همسران خود وجود دارد، این است که آنها برای خدمت مردان آفریده شده اند و همه کارهای خانه از پختن و شستن، جارو کردن، بچه داری و ... تنها وظیفه آنان است و مردان هیچ وظیفه ای در این زمینه ندارند و به همین دلیل بیشتر مردان وقتی از سرکار به خانه برمی گردند انتظار دارند در گوشه ای بنشینند یا دراز بکشند و همسرشان همه اسباب پذیرایی از آنها را آماده کند، بی آنکه خودشان در راه آماده شدن مقدمات شام یا ناهار کمترین گامی بردارند.
این موضوع به ویژه درباره زنان و مردانی که هر دو کار بیرون از خانه دارند، شکل بدتری پیدا می کند. زن و مرد پس از یک روز کاری خسته و کوفته به خانه می رسند. مرد به جای آنکه فکر کند همسرش نیز مانند او خسته است و اگر قرار است کاری انجام شود باید به کمک هم انجام دهند، بلافاصله روی مبل یا روی بالش لم می دهد و منتظر می ماند تا همسرش بساط پذیرایی را فراهم کند.
این نوع نگاه، کاملاً با فرهنگ اسلامی در تعارض است درست است که در این فرهنگ، برای مرد جایگاه ویژه ای در مدیریت و ریاست خانواده در نظر گرفته شده است، ولی این بدان معنا نیست که مرد هیچ وظیفه ای در برابر کارهای خانه ندارد. پیشوایان دین ـ علیهم السلام ـ بر خدمت به همسر و یاری او در کارهای خانه بسیار سفارش و تأکید کرده و آن را هم سنگ عبادت و شب زنده داری برشمرده اند.
در یکی از روایاتی که در این زمینه نقل شده است، امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ می فرماید:
دَخَلَ عَلَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ ص وَ فَاطِمَةُ جَالِسَةٌ عِنْدَ الْقِدْرِ وَ أَنَا أُنَقِّی الْعَدَسَ قَالَ يَا أَبَا الْحَسَنِ قُلْتُ لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ اسْمَعْ مِنِّی وَ مَا أَقُولُ إِلَّا مِنْ أَمْرِ رَبِّی مَا مِنْ رَجُلٍ يُعِینُ امْرَأَتَهُ فِی بَيْتِهَا إِلَّا كَانَ لَهُ بِكُلِّ شَعْرَةٍ عَلَی بَدَنِهِ عِبَادَةُ سَنَةٍ صِيَامٍ نَهَارُهَا وَ قِيَامٍ ... يَا عَلِيُّ لَا يَخْدُمُ الْعِيَالَ إِلَّا صِدِّیقٌ أَوْ شَهِیدٌ أَوْ رَجُلٌ يُرِیدُ اللَّهُ بِهِ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَه.
روزی رسول خدا که درود خدا بر او و خاندانش باد، بر ما وارد شد و فاطمه کنار دیگی نشسته بود و من عدس پاک می کردم. فرمود: ای اباالحسن! گفتم: لبیک ای رسول خدا! فرمود: از من بشنو و من سخن نمی گویم مگر از جانب پروردگارم؛ هیچ مردی نیست که همسرش را در خانه یاری دهد مگر اینکه برای اوست در برابر هر مویی که بر بدن خود دارد، ]پاداشی[ عبادت یک سال که روزهای آن را به روزه داری و شب های آن را به شب زنده داری گذرانده است ... ای علی! به عیال (همسر) خدمت نمی کند مگر صدیق یا شهید یا مردی که خدا برایش خیر دنیا و آخرت را خواسته است.
امیدواریم خداوند متعال به همه ما این توفیق را دهد که قدر زحمات دیگران به ویژه همسرمان را بدانیم و و بکوشیم که به جای توقع های نابه جا و شکوه و شکایت از اینکه چران فلان کار انجام نشده یا چرا فلان چیز سر جای خود نیست، باری از دوش همسرمان را برداریم و او را در کارهای خانه یاری کنیم تا دست کم از جمله کسانی باشیم که خداوند خیر دنیا و آخرت را برای آنها خواسته است.

23.    دستان خالی دیدن خود
در سال های آغاز طلبگی به سفارش استاد اخلاقم هر از چند گاه به قبرستان قدیمی شهر شیراز که به آن «دارالسلام» می گفتند، می-رفتم و ساعت ها در آن قبرستان که پیشینه چند صد ساله داشت، قدم می زدم و هر از چند گاه بر سر قبوری که توجه ام را جلب می کرد، می نشستم. به راستی که آن قبرستان خاموش، گویای تاریخ پرفراز و نشیب ایران و آمد و رفت نسل های پی در پی بود. قبور عالمان، عارفان، مجاهدان، شاعران، ادیبان، حاکمان و بزرگان در کنار قبور مردمی از نسل ها و عصرهای متفاوت و از طبقات گوناگون اجتماعی واقعاً صحنه عبرت آموز عجیبی بود، ولی آنچه در این میان بیش از همه توجه مرا به خود جلب می کرد، دو چیز بود: یکی حدیثی از امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ که بر روی سنگی در ابتدای قبرستان نقش بسته بود و دیگری شعری که در آغاز نوشته بسیاری از قبور حکاکی شده بود.
حدیث امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ این بود:
وَ قَالَ ـ علیه السلام ـ: وَ قَدْ رَجَعَ مِنْ صِفِّینَ فَأَشْرَفَ عَلَی الْقُبُورِ بِظَاهِرِ الْكُوفَةِ: يَا أَهْلَ الدِّيَارِ الْمُوحِشَةِ وَ الْمَحَالِّ الْمُقْفِرَةِ وَ الْقُبُورِ الْمُظْلِمَةِ يَا أَهْلَ التُّرْبَةِ يَا أَهْلَ الْغُرْبَةِ يَا أَهْلَ الْوَحْدَةِ يَا أَهْلَ الْوَحْشَةِ أَنْتُمْ لَنَا فَرَطٌ سَابِقٌ وَ نَحْنُ لَكُمْ تَبَعٌ لَاحِقٌ أَمَّا الدُّورُ فَقَدْ سُكِنَتْ وَ أَمَّا الْأَزْوَاجُ فَقَدْ نُكِحَتْ وَ أَمَّا الْأَمْوَالُ فَقَدْ قُسِمَتْ هَذَا خَبَرُ مَا عِنْدَنَا فَمَا خَبَرُ مَا عِنْدَكُمْ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَی أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَمَا [وَ اللَّهِ‏] لَوْ أُذِنَ لَهُمْ فِی الْكَلَامِ لَأَخْبَرُوكُمْ أَنَّ‏ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوی‏.
[و چون از صفین باز می‏گشت، به گورستان برون كوفه نگریست  و فرمود:] ای آرمیدگان خانه‏های هراسناك، و محلت های تهی و گورهای تاریك، و ای غنودگان در خاك! ای بی كسان، ای تنها خفتگان! ای وحشت زدگان! شما پیش از ما رفتید و ما بی شماییم و به شما رسندگان. امّا خانه‏ها، در آنها آرمیدند، امّا زنان، به زنی‏شان گزیدند. امّا مال ها، بخش گردیدند. خبر ما جز این نیست، خبری كه‏ نزد شماست چیست؟ [سپس به یاران خود نگریست و فرمود:] اگر آنان را رخصت می‏دادند كه سخن گویند شما را خبر می‏دادند كه بهترین توشه‏ها پرهیزگاری است.
اما شعری که در مطلع نوشته بسیاری از قبور آمده بود، چنین بود:
وفدتُ علی الکریم بغیر زاد
من الحسنات و القلب السلیم

فحمل الزّاد أقبح کلّ شیء
إذا کان الوفود علی الکریم

بر ]خدای[ کریم وارد شدم در حالی که هیچ توشه ای از خوبی ها و قلب سلیم با خود ندارم و وقت وارد شدن بر کریم، آوردن توشه زشت ترین کارهاست.
واقعاً اگر انسان در زندگی، خود را دست خالی و نیازمند احسان و لطف پروردگار کریم و بخشنده بداند، خداوند نیز به لطف و کرم خود انسان را به حال خود وانخواهد گذاشت و او را دستگیری می کند.

24.    مدارای با مردم

پدرم که عمرش دراز باد، در تمام دوران زندگی خود، چه در محیط کار و روابط اجتماعی و چه در محیط خانه و روابط خویشاوندی، همواره مدارای با مردم را سرلوحه خود قرار داده بود و بیتی از «عرفی شیرازی» را همواره زمزمه می کرد:
چنان در زندگی خو کن که بعد از مردنت عرفی
مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند

شاید در ابتدا چنین به نظر آید که این شعر نوعی هرهری مسلکی را تبلیغ و ترویج می کند، ولی با اندک تأملی روشن می شود که مفاد شعر یادشده چیزی نیست جز دعوت به مدارا و حسن سلوک با مردم که در روایات بسیار بر آن تأکید شده است.
برای نمونه می توان به روایت هایی که در «باب المداراه» از کتاب شریف الکافی نقل شده است، اشاره کرد. در یکی از این روایات امام صادق ـ علیه السلام ـ از رسول گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ چنین نقل می کند:
ثَلَاثٌ مَنْ لَمْ يَكُنَّ فِیهِ لَمْ يَتِمَّ لَهُ عَمَلٌ وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِی اللَّهِ وَ خُلُقٌ يُدَارِی بِهِ النَّاسَ وَ حِلْمٌ يَرُدُّ بِهِ جَهْلَ الْجَاهِل‏.
سه چیز است که اگر در کسی یافت نشود، عمل او تمام نیست: پرهیزکاری که او را از مخالفت با خدا بازدارد و خلق و خویی که با آن با مردم مدارا کند و حلمی که با آن نادانی جاهل را رد کند.
همچنین از پیشوای ششم شیعیان روایت شده است که فرمود:
َ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ـ صلّی الله علیه و آله ـ‏ أَمَرَنِی رَبِّی بِمُدَارَاةِ النَّاسِ كَمَا أَمَرَنِی بِأَدَاءِ الْفَرَائِض‏.
رسول خدا که درود بر او و خاندانش باد، فرمود: پروردگارم مرا به مدارای با مردم امر کرد هم چنانکه مرا به ادای فرائض امر کرد.


25.    شکرگزاری به درگاه خداوند
«منت خدای را عزّ و جلّ که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسی که فرو می رود ممدّ حیات است و چون برمی آید مفرّح ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شکری واجب.
از دست و زبان که بر آید
کز عهد شکرش به در آید

«اعْمَلُوا آلَ داوُودَ شُكْرًا وَ قَلیلٌ مِنْ عِبادِيَ الشّكُورُ».
بنده همان به که ز تقصیر خویش
عذر به درگاه خدای آورد

ورنه سزاوار خداوندی اش
کس نتواند که به جای آورد

خدای تعالی رحمت کند استاد سخن، سعدی شیرازی را که با گذشت بیش از هفتصد سال از درگذشت او هنوز کسی نتوانسته است به زیبایی و لطافت او مدح و ثنای خدا گوید و شکرش را به جای آورد.
بر همه ما انسان ها لازم است که به خاطر نعمت های فراوانی که خداوند متعال به ما ارزانی داشته است، شبانه روز به درگاهش سپاس و شکرگزاری کنیم.
از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده است که فرمود:
كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا وَرَدَ عَلَيْهِ أَمْرٌ يَسُرُّهُ قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى هَذِهِ النِّعْمَةِ وَ إِذَا وَرَدَ عَلَيْهِ أَمْرٌ يَغْتَمُّ بِهِ قَالَ- الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى كُلِّ حَال‏.
پیامبر خدا که درود خدا بر او و خاندانش باد، این گونه بود که اگر رویداد شاد کننده ای برای او پیش می آمد، می فرمود: «سپاس خدای را بر این نعمت» و هنگامی که واقعه ناراحت کننده ای برایش رخ می داد، می فرمود: «سپاس خدای را در همه احوال».
قران کریم بر شکرگزاری به درگاه خداوند بسیار تأکیده کرده و در حدود هفتاد آیه با به کار بردن صیغه ها و ترکیب های گوناگون واژه «شکر»، مردم را به شکرگزاری فراخوانده است. نکته جالب در میان آیات یادشده این است که خداوند در دو مورد تأکید می کند که او بی نیاز از این شکرگزاری است و اگر بندگان شکرگزار باشند تنها به سود خودشان است.
در آیه نخست خداوند متعال می فرماید:
... مَنْ شَكَرَ فَإِنّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنّ رَبّی غَنِيّ كَریمٌ.
... و هرکس که سپاس گزارد، تنها به سود خویش سپاس می گذارد و هرکس ناسپاسی کند، بی گمان پروردگارم بی نیاز و کریم است.
وَ إِذْ تَأَذّنَ رَبّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ َلأَزیدَنّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنّ عَذابی لَشَدیدٌ.
و آنگاه که پروردگارتان اعلام کرد که اگر واقعاً سپاس گزاری کنید، ]نعمت[ شما را افزون خواهم کرد و اگر ناسپاسی نمایید، قطعاً عذاب من سخت خواهد بود.
در دومین آیه خداوند با امتنان بر بندگانش، شکرگزاری را مایه افزایش نعمت می داند و می فرماید: بی تردید، اگر به این حقیقت باور داشته باشیم که «شکر نعمت، نعمت را افزون می کند» می توانیم با شکرگویی مناسب به درگاه خداوند، نعمت های مادی و معنوی را که او به ما ارزانی داشته است، روز  به روز افزون تر سازیم.

ابراهیم شفیعی سروستانی

  1. غررالحکم و درر الکلم، ج ، ص ، ح 3179-3180.
  2. . همان، ش 2250.
  3. . علاءالدين علي المتقي الهندي، كنز العمال في سنن الأقوال و الأفعال، بيروت، مؤسسة الرسالة، 1413ق، ج 3، ص 250، ح 6391؛ محمد محمدي ري شهري، ميزان الحكمة، همراه با ترجمه فارسي، مترجم: حميدرضا شيخي، چاپ دوم، قم، مؤسسه فرهنگي دارالحديث، 1379، ج 9، ص 4220، ح 14688.
  4. . بحارالانوار، ج 75، ص 214، ح 10.
  5. . شرح غرر الحكم و درر الكلم، ج 6، ص 292، ح 10295.
  6. . سوره نور 24، آيه 19.
  7. . شيخ عباس قمي، سفينة البحار و مدينة الحكم و الآثا، چاپ اول، قم، دارالاسوه للطباعة و النشر،1414 ق، ج 5، صص 394 و 395.
  8. . نهج البلاغه، نامه 53، ص 382.
  9. . وسائل‏الشيعه، ج8، ص553، ح1.
  10. . بحارالانوار، ج 78، ص141، ح 34.
  11. . وسائل‏الشيعه، ج2، ص634، ح2.
  12. . همان، صص642 و 643.
  13. . حافظ.
  14. . بحارالانوار، ج75، ص447، ح 7.
  15. . همان، ح3.
  16. . نهج البلاغه، نامه 45، ص371.
  17. . بحارالانوار، ج71، ص44، ح47.
  18. . بحارالانوار، ج 8، ص 171، ح 114.
  19. . عيون اخبار الرضا ـ¬عليه¬السلام¬ـ ، ج2، ص 12، ح 27.
  20. . بحارالانوار، ج 13، ص 92
  21. . بحارالانوار، ج 101، ص 132، ح1.
  22. . نهج¬البلاغه صبحي صالح، ص 492، کلمات قصار 130.
  23. . ترجمه نهج البلاغه شهيدي، ص 383.
  24. . الکافي، ج 2، ص 116، ح 1.
  25. . همان، ص 117، ح 4.
  26. . سوره سبا (34): آيه 13؛ «اي خاندان داود، شکرگزار باشيد. و از بندگان من اندکي سپاس گزارند.»
  27. . گلستان سعدي، ديباچه.
  28. . الکافي، ج 2، ص 97.
  29. . سوره نمل (27): آيه 40.
  30. . سوره ابراهيم (14): آيه 7.

 

1 نظر

  • لینک نظر الينا-باقي پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲ ساعت ۱۹:۵۰ نوشته شده توسط الينا-باقي

    سلام
    من يكي از خوانندگان مجله موعود هستم.
    اول تشكر فراوان از تمام كساني كه در تهيه اين مجله وزين زحمت مي كشند خدا قوت....
    دوم من شاعرم ويك قطعه شعر سرودم در رابطه با امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف خواستم ببينم امكان درج اين شعر در قسمت گلستانه مجله تان وجود دارد يا خير؟
    ممنون ميشوم به من اطلاع دهيد...

نوشتن نظر