چرا مسلمان شدم؟
موقعیت شما: اخبار»اخبار فرهنگی و مهدوی»چرا مسلمان شدم؟

چرا مسلمان شدم؟

سه شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۲۱:۲۷
امتیاز این گزینه
(4 آرا)

به گزارش جهان، وضعیت زنان تازه مسلمان آمریکایی در جامعه به شدت ترسانده شده از اسلام وضعیتی است که برای درک آن باید کتاب کارول ال آنوی را بخوانید تا متوجه بشوید.

کارول ال آنوی در کتاب دختران راهی دیگر که به سرگذشت زنان آمریکایی که اسلام را پذیرفته اند می پردازد با انجام تحقیقاتی عمده فشار هایی را که این زنان در جامعه آمریکا با آن روبرو هستند تا اندازه ای تصویر کرده است.

نتایج تحقیقات کارول آنوی درباره زنان تازه مسلمان آمریکایی
بر اساس یافته های این محقق که مبتنی بر پاسخ هایی است که بانوان آمریکایی در جواب پرسشنامه او ارسال کرده اند 63 درصد آنها قبل از این که مسلمان شوند با یک مسلمان ازدواج کرده اند.

بر اساس همین تحقیق گرایش آنها به اسلام در زمان ازدواج در طیفی از ترس نسبت به اسلام تا تحقیق قبلی شخصی در مورد آن قرار داشته است.23 درصد از آنها قبل از ازدواج به اسلام گرویده اند و پس از آن با یک مسلمان آشنا شده و ازدواج کرده اند و 6 درصدشان مجرد بودند.

هیچ کدام از این زنان چنین احساسی نداشتند که همسرانشان آنها را به مطالعه اسلام یا گرویدن به آن مجبور کرده باشند. در بسیاری از موارد پیگیری و سماجت همسر تازه مسلمان شوهر را هم به دین پای بند تر کرده و او را به انجام فرایض باز گردانده است گرچه در اکثر این موارد بی اطلاعی عامل عدم انجام فرایض نبوده بلکه دور بودن از خانواده و اقامت در کشوری که انجام عبادات اسلامی در آن مشکل بوده سبب بی توجهی آنها به فرایض شده.

بر مبنای یافته های این تحقیق هر یک از آنها از طریق یک همسایه مسلمان یا همسر مسلمان و یا از طریق دانشگاه با اسلام آشنا شده اند و خود شخصاً اسلام را پذیرفته اند زیرا احساس نیاز درونی آنها را ارضاء کرده است و پس از آن شهادتین را بر زبان آورده اند.(( اظهار این که خدایی جز الله نیست و محمد(ص) فرستاده خداست..))

چرا مسلمان شدم
بررسی این که این زنان در دل جامعه تاریک آمریکایی که سرشار از تبلیغات منفی علیه اسلام و حتی سوق دادن به سمت بی اخلاقی و بی خدایی است چگونه اسلام را یافتند جای توجه است.


علاقه به رابطه با یک مسلمان
برخی از زنان تمایل به داشتن رابطه با یک مسلمان را عامل توجه بیشتر و در نهایت اسلام آوردن برشمردند:

: شوهرم را در دانشگاه لوئیزیانا برای اولین بار دیدم. او تمایلی به داشتن رابطه غیر قانونی با من نداشت بنابراین بلافاصله پیشنهاد ازدواج را مطرح کرد و از من خواست اگر مایلم درباره اسلام مطالعه کنم و مسلمان شوم و موهایم را بپوشانم. این دو خواسته آخر را نوعی توهین تلقی کردم در ضمن مطمئن نبودم بخواهم ازدواج کنم اما او مرا مجذوب خود کرده بود و دلم می خواست با او باشم اما او رابطه اش را با من ادامه نداد. به خانه رفتم و خودم به مطاله درباره اسلام پرداختم.من تغییر کردم.

سفر به یک کشور مسلمان
همچنین برخی دیگر سفر به یک کشور مسلمان را عامل تحت تاثیر قرار گرفتن خود می دانند:
:.. سفری به آفریقای غربی داشتم و در آن زمان مسلمانان واقعی را ملاقات کردم. وقتی که صدای اذان بلند می شد به سمت مساجد می دویدند.اگر کسی پولی اضافه تر از نیازهای اولیه خویش داشت آن را به کسی محرومتر از خود می داد. نام الله همیشه بر زبانشان جاری بود هر چه بیشتر با آنها بودم تمایل بیشتری به پذیرش اسلام پیدا کردم.

هدایت توسط مسلمانی از میان همسایگان
: 15 ساله بودم که شروع به مطالع درباره اسلام کردم. یک خانواده عرب به همسایگی ما نقل مکان کرده بودند و من شیفته رفتار آنها لباس پوشیدن زبان و مذهبشان شده بودم. چهار سال طول کشید تا مسلمان شوم. آنها هرگز اصراری بر مسلمان شدن من نداشتند اما پاسخ سئوال های مرا با مهربانی و مهمان نوازی زیاد می دادند گرچه مسلمان نبودم اما خود را از حرکات منفی و غیر اخلاقی دور نگاه داشته بودم...

آشنایی با اسلام در دانشگاه
بسیاری از بانوان هم در محیط دانشگاه از طریق دروس یا همکلاسی های مسلمان با اسلام آشنا شدند.
: با گروهی از دانشجویان خارجی در جریان یک برنامه گروهی برای تمرین زبان انگلیسی آشنا شدم. در حالی که به صحبت های یک مرد فلسطینی که داشت راجع به زندگی خانواده و ایمانش صحبت می کرد گوش می دادم نا گهان گویی ضربه ای روحی بر من وارد شد. هر چه بیشتر در مورد اسلام می دانستم بیشتر به آن علاقمند شدم تا آن که آن را به عنوان راه زندگی برگزیدم.

در جستجوی پر کردن خلأ روحی
بسیاری از پاسخ دهندگان این محقق آمریکایی این مسئله را مطرح کردند که در جستجوی چیزی بوده اند تا بتواند خلأ روحی آنها را پر کند.
: با فردی غیر مسیحی ازدواج کردم هر دوی ما عملاً به هیچ مذهبی پای بند نبودیم اما پیش خودم می گفتم من یک مسیحی هستم مگر چیز دیگری هم هست؟
سال 90 از همسرم جدا شدم و سال بعد چند کتاب از کتابخانه درباره اسلام گرفتم و به کندی می خواندم تا سال 92 اتفاقی نیفتاد اما بالاخره تصمیم گرفتم کاری بکنم. در این موقع با چند خواهر مسلمان یاکن منهتن آشنا شدم گرچه بیست مایل از شهر کوچک من فاصله داشتند اما مطالعات خود را ادامه دادم و در نهایت شهادتین را بر زبان آوردم.

نقش قرآن
بسیاری از این زنان تازه مسلمان آمریکایی از احترام و عشق فزاینده خود به قرآن سخن گفتند.

: در جریان بحثی که با یک فرد مسلمان درباره مقام و موقعیت زن در اسلام داشتم ناگزیر از خواندن قرآن شدم و این سر آغاز گرویدن من به آیین اسلام بود. من دیدگاههای کلیشه ای درباره زن مسلمان داشتم این که فردی تحت انقیاد و تحت فشار است و نسبت به همتایان مسیحی خود موقعیت بدی دارد. با خواندن قرآن درگیر تجربه عجیبی شدم به صورتی که در طول یک هفته کل قرآن را خواندم. اصلاً نمی توانستم بخوابم . خواب های عجیب و زیبا می دیدم و هر بار که بر می خواستم به خواندن قرآن تمایل بیشتری پیدا می کردم حتی امتحانات پایان ترم خود را فراموش کرده بودم.. 

یافتن پاسخ ها در اسلام
کارول ال آنوی در بخش دیگر کتاب به این نظر زنان تازه مسلمان آمریکایی اشاره می کند که برخی از این زنان پاسخ سئوالات متعدد خود را در مسیحیت نیافته بودند و آن را در دین اسلام یافتند.
: شروع کردم به پرسیدن سئوالات بی شمار از کشیش ها علمای دین و افراد برجسته تا بتوانم حقانیت دین خود را اثبات کنم. نزد برخی از آنها به شدت گریه کردم تا به من کمک کنند و جالب توجه این بود که بسیاری از آنها می گفتند: متاسفم نمی دانم یا جواب سئوالتان را برایتان خواهم نوشت اما هرگز جوابی از آنها دریافت نکردم.
هرچه بیشتر تلاش می کردم همسم را به دین خودم مجاب کنم خودم بیشتر به دین اسلام کشیده می شدم زیرا منطق دین اسلام قوی ود و سرانجام همه این تلاش ها به وجود خداوند یگانه منجر شد.

گفتنی است بخش دیگری از نتایج به دست آمده این تحقیق به منظور نشان دادن فشار ها و صدماتی که به این زنان پس از گرویدن به اسلام وارد شده و می شود در آینده نزدیک ارائه می شود.

نوشتن نظر