چگونه تشخیص دهیم خوش بين يا بدبين هستیم/ ریشه بدبینی یا خوش بینی کجاست
موقعیت شما: اخبار»اخبار سیاسی»چگونه تشخیص دهیم خوش بين يا بدبين هستیم/ ریشه بدبینی یا خوش بینی کجاست

چگونه تشخیص دهیم خوش بين يا بدبين هستیم/ ریشه بدبینی یا خوش بینی کجاست

سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۰۸:۴۹
امتیاز این گزینه
(1 رای)

واكنش افراد خوش بين و بدبين به رويدادهاي خوشايند زندگي متفاوت از يكديگر است و این به عادت افراد در نسبت دادن امور به علل مختلف بر می گردد که به آن "سبك تبيين امور" می گویند.

عموم مردم، خوش بيني را به صورت در نظر گرفتن نيمه پر ليوان، يا ديدن لايه اي براق در هر پديده، يا عادت به انتظار پایاني خوش داشتن براي هر دردسر واقعي در نظر مي گيرند. زاويه "تفكر مثبت" از مثبت انديشي و خوش بيني بيانگرآن است كه خوش بيني مستلزم تكرار عبارتهايي تقويت كننده با خود است، مانند اينكه"من هر روز به انحاء مختلف دارم پيشرفت مي كنم" يا تجسم آنكه همه كارها با موفقيت انجام مي پذيرد.

در تمامي اين موارد، تجلياتي از خوش بيني و مثبت انديشي وجود دارد، اما با اين حال خوش بيني عميق تر از اينهاست. پژوهشگران در پي چند سال كندوكاو، به اساس خوش بيني دست يافته اند. مبناي مثبت انديشي و خوش بيني در عبارت هاي اميدوار كننده يا تجسم موفقيت جاي ندارد، بلكه در نحوه تفكر افراد درباره علتها ريشه دارد.

هر يك از ما، در نسبت دادن امور به علل مختلف عادت هاي خاصي داريم، و اين خصلت شخصيتي را "سبك تبيين" ناميده اند. سطح تبيين در هر فرد در دوره كودكي شكل مي گيرد و در صورتي كه از خارج، دخالتي در آن اعمال نشود، سرتاسر عمر پابر جا مي ماند. افراد در تبيين اينكه چرا هر رويداد خوب يا بد، براي او اتفاق افتد، از سه بعد استفاده مي كنند؛ تداوم، فراگير بودن، شخصي سازي.

تداوم"گاهي"در برابر"هميشه"

کسانی كه بيش از سايرين در معرض خطر ابتلا به افسردگي قرار دارند بر اين باورند كه علل رويدادهاي ناگواري كه براي آنها پيش مي آيد، هميشگي هستند و بر همين اساس، چنين استدلال مي كنند كه حال كه علت، هميشگي است، پس رويدادهاي ناگوار هميشه مجددا تكرار مي شوند. بر عكس آنها، كسانی كه با پسرفت ها با انعطاف مواجه مي شوند و نسبت به افسردگي مقاوم هستند، بر اين باورند كه علل رويدادهاي ناگوار، موقتي هستند.

فرد بدبين بر اين باور است كه آنچه كه باعث شده تا او دوستي پيدا نكرده باشد، همواره به همين روال باقي خواهند ماند، اما فرد خوش بين معتقد است كه اگر به مدت لازم صبر كند مدتي طول مي كشد سرانجام مي تواند دوستان خوبي پيدا كند. واكنش افراد خوش بين و بدبين به رويدادهاي خوشايند زندگي هم متفاوت از يكديگر است. كسانی كه معتقدند وقايع خوشايند داراي علت هايي هميشگي هستند، از كسانی كه معتقدند علل اين رويدادها موقتي هستند، مثبت انديش تر و خوشبين تر هستند. يعني درست بر عكس سبك خوش بينانه در مورد رويدادهاي ناگوار.

افراد خوشبين، براي تبيين رويدادهاي خوشايند براي خودشان، به علت هاي دايمي استناد مي كنند. آنها به ويژگي ها و تواناييهايي اشاره مي كنند كه همواره داراي آنها خواهند بود مانند سخت كوشي، دوست داشتني يا مورد علاقه بودن. آنها زماني كه به علل رويدادهاي خوشايند اشاره مي كنند، واژه"هميشه"را به كار مي برند. افراد بدبين به علل موقتي استناد مي كنند.آنها در توجيه تبيين هاي خود، كلمات "بعضي وقت ها و "امروز"را به كار مي برند.

فراگير بودن"خاص"در برابر"كلي"


هر گاه بر اين باور باشيد كه علتي خاص، دائمي است انتظار داريد كه تاثيرات آن را در موقعيت هاي گوناگوني در سراسر عمر مشاهده كنيد. برخي مي توانند مشكل خود را در جعبه اي قرار دهند و آن را به كناري بگذارند، و حتي در صورتي كه بخش مهمي از زندگي آنان، از اين مشكل در هم ريخته باشد، همچنان به زندگي خود ادامه دهند. بعضي ديگر، امور را فاجعه آميز تلقي مي كنند. هر گاه رشته اي از زندگي آنها پاره شود تلقي آنها بدين گونه است كه كل تار و پود زندگيشان از هم گسسته است و اين طرز تلقي سرانجام به اين نقطه منجر مي شود كه كسانی كه از شكست هاي خود تعميم هايي كلي به عمل مي آورند، هرگاه تنها در يك حيطه با شكست مواجه شوند، در تمامي حوزه ها از تلاش كردن دست بر مي دارند، اما كسانی كه به تبيين هاي اختصاصي مي پردازند، احتمالا در همان حوزه خاص به نااميدي گرفتار مي شوند. اما در ساير حوزه ها همچنان استوار باقي مي مانند.

شخصي"دروني"در برابر "بيروني

سبك تبيين، علاوه بر دو بعد تداوم و فراگير بودن، بعد سومي دارد كه شخصي سازي است، يعني اينكه تقصير چه كسي بوده، هر گاه رويداد ناگواري به وقوع مي پيوندد، افراد مي توانند خود را "عامل دروني" يا افراد يا موقعيت هاي ديگر را "عوامل بيروني"مقصر بشمارند. اينكه افراد چه كسي را مقصر بشمارند، بر عزت نفس آنها اثر مي گذارد. كسانی كه عادت كرده اند تا در مواقع شكست خود را مقصر بشمارند عزت نفس نازلي دارند و احساس گناه و شرمساري مي كنند. افرادی كه در مواقع بروز رويدادهاي ناخوشايند، افراد يا موقعيت هاي ديگر را مقصر مي شمارند، در مورد خود نظر بهتري دارند. در مجموع، كساني كه ديگران را سرزنش مي كنند، دستخوش احساس گناه و شرمساري كمتري مي شوند و خود را به ميزان بيشتري دوست دارند. آنها در عين حال افراد خشمگين تري نيز هستند.

مهر

نوشتن نظر