استکبار جهانی و صهیونیسم در برابر این عقیده مسلمین زانو زده‌اند "آیت الله خامنه ای"
موقعیت شما: اخبار»اخبار فرهنگی و مهدوی»استکبار جهانی و صهیونیسم در برابر این عقیده مسلمین زانو زده‌اند "آیت الله خامنه ای"

استکبار جهانی و صهیونیسم در برابر این عقیده مسلمین زانو زده‌اند "آیت الله خامنه ای"

شنبه ۰۶ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۰۹:۵۹
امتیاز این گزینه
(2 آرا)

جامعه مهدوی، جامعه‌ای است که تمام پیامبران برای تامین آن در دنیا ظهور کردند و آنان مقدمه‌ای بودند تا آن جامعه ایده آل انسانی که سرانجام به وسیله ولی عصر و مهدی موعود(عج) در این عالم پدید خواهد آمد، به وجود آید.

انبیای الهی (ع)، از آغاز تاریخ بشریت، یکی پس از دیگری آمدند تا جامعه و بشریت را قدم به قدم به آن جامعه آرمانی و آن هدف نهایی، نزدیک کنند. انبیا همه موفق شدند. حتی یک نفر از رسولان هم در این راه و در این مسیر ناکام نماند و این باری بود که بر دوش این مأموران عالی مقام، نهاده شده بود. هر کدام قدمی آن بار را به مقصد و سرمنزل نزدیک کردند؛ کوشش کردند؛ هر چه توان داشتند، به کار برند. آن وقتی که عمر آنان سرآمد؛ این بار را دیگری از دست آنان گرفت و همچنان قدمی و مسافتی آن را به مقصد نزدیک تر کرد. ولی عصر- صلوات الله علیه- میراث بر همه پیامبران الهی است که می آید و گام آخر را در ایجاد آن جامعه الهی برمی دارد.

آن جامعه ای که در دوران ظهور حضرت ولی عصر (عج) به وجود خواهد آمد؛ همان جامعه ای است که همه پیغمبران الهی برای تهیه مقدمات آن از جانب الهی مبعوث شدند؛ یعنی، ایجاد یک جامعه ای که بشریت در آن جامعه بتواند به رشد و کمال متناسب خود برسد. اگر این آیه قرآن که درباره بعثت پیامبران می فرماید: «لِیَقوم النّاس بِالقِسط»؛ یعنی، پیغمبران مبعوث شدند تا قسط و عدل در جامعه بشری استوار بشود، اشاره به هدف بعثت می کند، پس حکومت مهدی (عج) و جامعه مهدوی، همان جامعه ای است که این هدف را به طور کامل تأمین می کند، از این رو حضرت خامنه ای در باب حربه های دشمن برای ستیز با این عقیده مسلمین و همچنین ثمرات و مزایای جامعه ای که با باور به مهدویت به حیات خود ادامه می دهد می فرمایند:

دشمنان در مورد ماجرای اعتقاد به مهدی موعود (عج)؛ یعنی، این که در آخرالزمان از خاندان پیامبر (ص)، شخصی ظهور می کند که دنیا را از عدل، از دادگستری و از نیکی پر می کند. تبعیض ها، ظلم ها، سوء استفاده ها و فاصله های طبقاتی را از بین می برد؛ خیلی کار کرده اند.

این عقیده که همه مسلمان ها هم به آن معتقدند از آن عقاید بسیار کارگشا است که به دلیل همین که کارگشا است، دشمن از یک طرف و البته دوسان نادان هم از یک طرف؛ گاهی دوستان نادان از روی نادانی و بر اثر بی توجهی، کاری می کنند که هیچ دشمن دانایی به آن خوبی نمی تواند ضربه بزند!

حالا بحث ما در مورد دشمنان دانا است؛ سراغ این عقیده آمدند. من سندی را دیدم که مربوط به ده ها سال قبل؛ یعنی، آن اوایلی است که استعمار وارد شمال آفریقا شده بود؛ چون کشورهای شمال آفریقا؛ خیلی گرایش به اهل بیت (ع) دارند.

حالا مذهبشان هر مذهبی از مذاهب اسلامی که هست؛ اما محب اهل بیت اند. این کشورهای سودان و مغرب و این ها عقیده به مهدویّت در آن جاها خیلی پر رنگ است. آن زمانی که استعمار وارد آن مناطق شد- که ورود استعمار به آن مناطق در قرن گذشته است- یکی از چیزهایی که مزاحم استعمار بود، عقیده به «مهدویّت» بود!

بنده سندی را دیدم که آن بزرگان استعمار و فرماندهان استعماری، توصیه می کنند که ما باید کاری بکنیم که این عقیده به «مهدویت» به تدریج از بین مردم زایل بشود! آن روز استعمارگرهای فرانسوی و استعمارگرهای انگلیسی، در بعضی جاهای آن مناطق بودند- فرقی نمی کند که استعمار از کجا باشد- استعمارگرهای خارجی قضاوتشان این بود که تا وقتی عقیده به «مهدویت» در بین این مردم رایج است؛ ما نمی توانیم این ها را دُرُست در اختیار بگیریم!

ببینید، عقیده به «مهدویت» چقدر مهم است! چقدر خطا می کنند کسانی که به اسم روشنفکری و به اسم تجددطلبی، می آیند و عقاید اسلامی را بدون مطالعه، بدون اطلاع، بدون این که بدانند دارند چه کار می کنند، مورد تردید و تشکیک قرار می دهند! اینها همان کاری را که دشمن می خواهد، راحت انجام می دهند!

چند خصوصیت در این عقیده مهدویت هست، که این خصوصیات برای هر ملتی، در حکم خون در کالبد و در حکم روح در جسم است. یکی، «امید» است. گاهی اوقات دست های قلدر و قدرتمند، ملت های ضعیف را به جایی می رسانند که امیدشان را از دست می دهند. وقتی امید را از دست دادند، دیگر هیچ اقدامی نمی کنند؛ می گویند چه فایده ای دارد؟ ما که دیگر کار از کارمان گذشته است، با چه کسی در بیفتیم؟ چه اقدامی بکنیم؟ برای چه تلاشی بکنیم؟ ما که دیگر نمی توانیم!

این روح ناامیدی است؛ استعمار این را می خواهد. امروز استکبار جهانی مایل است که ملت های مسلمان و از جمله ملت عزیز ایران، دچار این حالت بشوند (روح ناامیدی). ای آقا! دیگر نمی شود کاری کرد! دیگر فایده ای ندارد! می خواهند این را به زور در مردم تزریق کنند. ماها که در جریان خبرهای تبلیغاتی و زهرآگین دشمنان قرار داریم؛ به عیان می بینیم که اغلب این خبرهایی که تنظیم می کنند، برای مأیوس کردن مردم است. مردم را از اقتصاد و از فرهنگ مأیوس کنند؛ متدیّنین را از گسترش دین مأیوس کنند؛ آزادی طلب ها و علاقه مندان به مسائل فرهنگی و مسائل سیاسی را از امکان کار سیاسی یا کار فرهنگی مأیوس کنند. آینده را در نظر افرادی که چشم به آینده دوخته اند، تیره و تار جلوه بدهند!

برای چی؟ برای این که این مجموعه انسانی که دارد با امید کار می کند، این جوشش و این امید را از او بگیرند. آن را به یک موجود مرده، یا شبیه مرده تبدیل بکنند، تا بتوانند هر کاری که مایلند انجام بدهند! با یک ملت زنده که نمی توانند هر کاری که بخواهند، انجام دهند. یک جسم بیهوش مدهوش بی حسی که آن جا افتاده است، هر کس هر چه دلش خواست، می تواند به او تزریق کند. با او هر کاری می تواند بکند؛ اما با یک موجود سرحال زنده باهوش متحرک و فعال که نمی توانند هر کاری را انجام بدهند!

امروز هر نَفَسی، هر حنجره ای که برای ناامید کردن مردم بِدَمَد، بدانید که این حنجره در اختیار دشمن است؛ چه خودش بداند، چه خودش نداند! هر قلمی که کلمه ای را در جهت ناامید و مأیوس کردن مردم روی کاغذ بیاورد، این قلم متعلق به دشمن است؛ چه صاحب این قلم بداند، چه نداند! دشمن از او استفاده می کند.

البته وقتی نتوانستند این عقیده را از مردم بگیرند؛ سعی می کنند آن را در ذهن های مردم خراب کنند. خراب کردن این عقیده چگونه است؟ به این صورت است که بگویند: خب آقا می آید، همه کارها را درست می کند! این خراب کردن عقیده است. این تبدیل کردن یک داوری مقوی، به یک داروی مخدر و خواب آور است. خود آقا می آید، انجام می دهد؛ یعنی چه؟ امروز تکلیف شما چیست؟ شما امروز باید چه بکنی؟ شما باید زمینه را آماده کنی تا آن بزرگوار، بتواند بیاید و در آن زمینه آماده اقدام بکند.

مبنای کار قدرت های طاغوتی بر این است که فروغ امید را در دل ها بمیرانند و همه امیدها را به یک نقطه مادی؛ یعنی، پول و زخارف کم ارزش دنیا متمرکز کنند که سررشته آن نیز در دست خود آن ها است.

همه چیز را با حساب های کمّی و پولی محاسبه می کنند و معنویات را از حساب خارج می کنند و به ویژه می کوشند که آن آینده موعود را از چشم ملت ها دور نگه دارند؛ اما ملت ها باید امیدوار باشند تا این اراده تکوینی الهی تحقق پیدا کند.

اعتقاد به مهدی موعود (ع)، شیعه را تا امروز از آن همه پیچ و خم های عجیب و غریبی که در سر راهش قرار داده بودند، عبور داده است و امروز بحمدالله عزت و پرچم سربلندی اسلام و قرآن، در دست شما ملت مسلمان و شیعه ایران است. هرجا که چنین اعتقادی باشد، همین امید و مبارزه وجود دارد.

به همین خاطر، یکی از اساسی ترین کارهای استعمار و استکبار و ایادی آن ها، این بوده است که عقیده امید و مبارزه را در دل مردم از بین ببرند. بارها خواسته اند این چراغ را خاموش کنند؛ ولی نتوانسته اند.

در همین کشور خود ما، یکی از بزرگان علما و روحانیون محترمی که امروز بحمدالله در میان ما هستند و برکات وجود ایشان باز هم شامل حال مردم می شود؛ برای من نقل می کردند که در اوایل روی کار آمدن رژیم منحوس و فاسد و وابسته پهلوی، آن کودتاگر بی سواد فاقد هر گونه معرفت و معنویت، یکی از آخوندهای وابسته به دربار را صدا کرد و از او پرسید: این قضیه امام زمان چیست که این گونه مشکلاتی برای ما درست کرده است؟ این آخوند هم بر طبق دل و میل او، جوابی می گوید و آن قلدر هم مأموریت می دهد که بروید، مسأله را حل و تمام کنید و این اعتقاد را از دل مردم بیرون بیاورید!!

او می گوید: این کار آسان نیست و خیلی مشکلات دارد و باید کم کم و با مقدمات شروع کنیم. البته آن مقدمات به فضل پروردگار و با هوشیاری علمای ربانی و آگاهان این کشور، در آن دوران ناکام ماند و نتوانستند آن نقشه شوم را عملی کنند. در کشور ما، یک کودتاچی غاصب، از طرف دستگاه های قدرت استعماری، مأموریت داشت که بیاید ایران را قبضه کند و کشور را دو دستی تحویل دشمن بدهد و برای آن که بتواند بر این مردم مسلط بشود، یکی از مقدمات لازمش این بود که عقیده به مهدی موعود (عج) را از ذهن مردم پاک کند.

دشمنانِ تفکر و اعتقاد به مهدویت- که این اندیشه را به زیان خود می دانند- همواره تلاش کرده اند تا آن را از اذهان مردم بزدایند و یا مفاهیم اعتقاد به مهدویت را تحریف کنند؛ لذا امروز در نقطه مقابل این تلاش دشمنان، باید در جهت اعتقاد و عمل و تبلیغ و تبیین حقیقت «مهدویت» حرکت کنیم.

استکبار جهانی و صهیونیزم در تلاش هستند تا ملت های تحت سیطره آنان، به وضع تحمیل شده عادت کنند و آن را رنگی ثابت، ابدی و تغییرناپذیر بپندارند.

قدرت های استکباری خواهان غفلت، خواب آلوده بودن، نداشتن آرمان و نیز عدم تحرک ملت ها هستند و چنین وضعی را بهشت خود می دانند؛ اما انتظار فرج موجب می شود که انسان به وضع موجود قانع نباشد و بخواهد به وضعی بهتر و برتر دست پیدا کند.

اگر فطرت انسانی، تحت فشار قدرت های استکباری، مسخ و لگدمال نشود؛ دل ها به طور فطری و طبیعی منتظر چنان آینده ای (محیطی آکنده از عدل واقعی) است و بدون تردید آن قدرت متکی بر عدل مطلق الهی، پرچم خواهد برافراشت.

قدرت جهنمی استکبار و صهیونیزم، امروز با تکیه بر پول و تبلیغات و استفاده از شعارهای ظاهر فریب (مانند حقوق بشر، حقوق زن و حقوق اساسی ملت ها) برای تحمیل ظلم بر ملت ها و ترویج فساد، دورویی، تزویر و ریاکار و نفاق در جوامع بشری تلاش می کنند و در طول تاریخ، چنین شرایطی وجود نداشته است؛ اما برای تحقق ظهور امام زمان (عج)، وجود ظلم و جور، شرط کافی نیست و وجود انسان های صالح، انگیزه های قوی، ایمان های راسخ، گام های استوار و دل های روشن نیز لازم و ضروری است.

دشمن ترین اشخاص با این عقیده و با شخص آن بزرگوار، ستمگران عالم اند از روز غیبت آن حضرت- بلکه از روز ولادت آن حضرت- تا امروز؛ آن کسانی که وجودشان با ستم و با زورگویی همراه بوده، به دشمنی با این بزرگوار، با این پدیده الهی، با این نور و با این شمشیر الهی مشغول شدند. امروز هم مستکبرین و ستمگران عالم، با این فکر و این عقیده، مخالف و دشمن اند. می دانند که این عقیده و این عشق- که در دل های مسلمین، به خصوص در دل های شیعه است- برای هدف های ستمگرانه آن ها مزاحم است.

منابع:

1- مرتضی نائینی. جان و جانان. نشریه انتظار موعود، 1380.

2- ویژه نامه صبح وصال، نیمه شعبان 1418 ﻫ.ق.

3- روزنامه کیهان، مورخه 8/10/1375.

4- روزنامه جمهوری اسلامی، مورخه 15/9/1377.

5- روزنامه رسالت، مورخه 26/9/1376.

6- خطبه نماز جمعه 29/3/1360.

قدس آنلاین

نوشتن نظر