سرنوشت حکومت عثمانی
موقعیت شما: مطالعات فرهنگی»مقالات مطالعات فرهنگی»شرق شناسی»سرنوشت حکومت عثمانی

سرنوشت حکومت عثمانی

يكشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۹:۳۲
امتیاز این گزینه
(16 آرا)

امپراطوری عظیم عثمانی چگونه «فروپاشید»؟ چه کانون های متنفذی این فروپاشی بزرگ را هدایت می کردند؟ نقش یهودیان مخفی و انگلستان در این میان چه بود؟ چه کسانی از فروپاشی عثمانی سود بردند؟ با گزارش ویژه مشرق همراه باشید تا با پشت پرده کثیف حاکم بر سیاست های یهودی - ماسونی اشنا شوید.

 

ر گذشته ای نه چندان دور، امپراتوری عثمانی بخش قابل توجهی از جهان را برای مدّت بیش از 5 قرن زیر نگین خلافت خود داشت، در تمامی شرق اسلامی به جز «فارس(ایران)» همه جا پرچم منقوش به ماه و ستاره در اهتزاز بود؛ چنان که تا به امروز همین نقش را در سراسر جهان به عنوان نشان اسلامیّت و اسلامگرایی می شناسند.




پرچم منقوش به ماه و ستاره
پرچم امپراتوری قدرتمند عثمانی

 

در بخشی از این خلافت بزرگ اسلامی، «فلسطین» و «بیت المقدّس»، چون نگینی می درخشید و در مرکز آن مسجد بزرگ «ایاصوفیه»، که روزگاری جهان مسیحی به داشتن کلیسایی چون آن به خود می بالید. به هر روی، اهتزاز این پرچم در شرق و سایه نشینی مسیحیّت و انزوای یهودیّت، خوشایند غرب مسیحی و یهودیّت صهیونیستی که سودای تصرّف بیت المقدّس و تأسیس حکومت جهانی را در سر می پرورید، نیامد. از همین رو همه توان خود را در وجوه مختلف مصروف براندازی این امپراتوری نمود.

ما در این نوشتار برآنیم تا به علل انحلال این امپراتوری عظیم اسلامی بپردازیم و سعی ما براین است تا حجاب حقایق برکنیم بدآن امید که دست های پنهان در فروپاشی این دولت نمایان گردد.



مسجد بزرگ «ایاصوفیه» یکی از بارزترین و زیباترین نمونه‌های باقی‌مانده معماری دوره بیزانس است
که درابتدا کلیسا بوده و بارها بازسازی شده است.
این مکان، پس از تصرف استانبول توسط ترک‌های عثمانی در سال ۱۴۵۳، به مسجد ایاصوفیا تبدیل گردید.



تصویری از اورشلیم(بیت المقدّس) از کوه زایون(صهیون)



بیت المقدّس(اورشلیم) در زمان کنونی


در ابتدا به معرفی موجزی از امپراتوری عثمانی می پردازیم.

منشأ پیدایش
مغولان پس از تسخیر آسیای مرکزی و ایران، بغداد را در سال 1258 میلادی تصرف کردند و مستعصم آخرین خلیفه عباسی و خانواده اش را به هلاکت رساندند و به فرمانروایی پانصد ساله سیاسی و مذهبی عباسیان خاتمه دادند. در این زمان شاخه‌ای از ترکهای اوغوز در اواخر امپراتوری سلجوقیان ازترکستان به آسیای صغیر کوچ کردند.  سلجوقیان روم که قسمتی از سلسله دولتهای سلجوقی بودند در این سرزمین فرمان می‌راندند. ترکان عثمانی اندک اندک در نواحی غرب آناتولی به یک قدرت منطقه‌ای و متحد سلاجقه تبدیل شدند وبعدا جانشین سلجوقیان گشتند. ایشان نام خود را از عثمان اول پسر ارطغرل که رهبر ایل ایشان بود گرفته بودند.

اقتدار و شکوه امپراتوری عثمانی
دولت عثمانی در سده‌های هفتم و هشتم هجری (سیزدهم و چهاردهم میلادی) در سرزمین آناتولی ظهور کرد. از سده چهاردهم، به رهبری بایزید اول (ایلدرم بایزید)، قلمرو آن در قاره اروپا گسترش چشمگیر یافت و در اوائل نیمه دوم سده پانزدهم با فتح قسطنطنیه، به رهبری سلطان محمد دوم (فاتح)، در مقام تنها وارث امپراتوری امپراتوری روم شرقی (بیزانس) جای گرفت. بدینسان، در پایان سده پانزدهم دولت عثمانی به اوج اقتدار و شکوه خود دست یافت؛ اقتدار و شکوهی که بیش از یک سده دوام آورد.



سلطان محمد دوم ملقب به محمد فاتح هفتمین پادشاه دولت عثمانی بود. در زمان او قسطنطنیه فتح شد.



فتح قسطنطنیه در زمان سلطان محمد دوم(فاتح)




سرآغاز انحطاط امپراتوری عثمانی
مورّخین مرگ سلیمان قانونی (۵ سپتامبر ۱۵۶۶ میلادی) را نقطه عطفی در تاریخ عثمانی و سرآغاز فرایند انحطاط تدریجی این دولت می‌دانند. دولت عثمانی سرانجام در سال 1922 میلادی از جغرافیای سیاسی جهان حذف گردید




سلطان سلیمان اول معروف به سلطان سلیمان قانونی یا محتشم



علل فروپاشی امپراتوری عثمانی
در تبیین علل انحطاط عثمانی به طور عمده باید به عوامل زیر توجه کرد:

1- افزایش نامتوازن جمعیّت و پیامدهای آن

« در طول سده شانزدهم ، جمعیت عثمانی به شکلی عظیم افزایش یافت. این افزایش جمعیت بر روند افزایش سطح زیر کشت اراضی کشاورزی پیشی گرفت، تعادل میان این دو از دست رفت و به پیدایش توده کثیری ”اضافه جمعیت" انجامید»1
استانفورد جی شاو(Stanford Jay Shaw) در این باره می گوید:

« مشکلات ازدیاد جمعیت بیشتر از افزایش شدید موالید و کاهش میزان مرگ و میر ناشی می شد و همین امر خود ازیک دوره صلح و امنیت در امپراتوری عثمانی و کاهش شیوع طاعون نشئت می گرفت. بنابراین، میزان جمعیت خواستار کار و زمین بسیار فراتر از امکانات امپراتوری بود»2



استانفورد جی شاو- تاریخدان آمریکایی در زمینه تاریخ عثمانی بود


افزایش جمعیت هرچند به جهت استراتژی های نظامی کارآمد به نظر می رسید و می توانست در امور جنگی مورد استفاده قرار گیرد و عامل جدّی در ایجاد رعب و وحشت در دل دشمنان امپراتوری عثمانی به حساب آید ولی پس از توقف گسترش عثمانی در قاره اروپا در پایان سده شانزدهم، به عاملی مؤثر در نابسامان نمودن اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این امپراتوری تبدیل شد. به طوری که شمار جوانان بیکار رو به ازدیاد رفت و مشکلات فراوانی را برای این امپراتوری به همراه آورد. « در اینجا این پرسش بنیادین مطرح است که چرا در اروپای غربی پدیده « انفجارجمعیت» به عاملی مهم در توسعه این مناطق بدل شد و در پایه ظهور تمدن جدید غرب قرار گرفت ولی درعثمانی تأثیری معکوس بخشید؟»3

به منظور پاسخ دادن بدین سؤال بایستی به دو عامل مهم در این جریان اهتمام بورزیم:
عامل اول: نخست اینکه برخلاف امپراتوری عثمانی در قاره اروپا چنین ازدیاد جمعیت نامتوازنی صورت نپذیرفته بود و لذا توازن میان افراد و زمین های کشاورزی و خدمات اجتماعی برقرار ماند و حتی بهبود بخشید.

در ضمن در بسیاری از کشورهای اروپایی پدیده ای با نام انفجار جمعیت تا قبل از سده نوزدهم تعریف خاصی نداشته است. به عنوان مثال « جمعیت انگلستان حتی تا پایان سده هجدهم رشدی کند داشت و از چهار میلیون و هفتصد هزار نفر در سال 1700 میلادی به 5/5 میلیون نفر رسید. تنها در سده نوزدهم بود که این کشور با پدیده ای به نام « انفجار جمعیت» مواجه شد»4 سایر دول اروپایی نیز تجربه ای مشابه دارند.

عامل دوم: با کشف قاره آمریکا و تهاجم گسترده اروپاییان به این قاره در سده شانزدهم نه تنها مشکل نبود یا کمبود زمین های کشاورزی و حاصلخیز مرتفع شد بلکه با کشتار و نسل کشی عظیم و بی رحمانه اروپاییان از بومیان آن منطقه، سیل مهاجرت اروپاییان به قاره آمریکا آغاز شد. به عنوان نمونه « در پی سلطه بریتانیا بر جزایر هند غربی، جمعیت این منطقه از 50 هزار نفر به یک میلیون نفر افزایش یافت و درسال 1760 تنها درمنطقه ویرجینیا حدود 200 هزار اروپایی و 200 هزار برده سیاه می زیستند»5



سیل مهاجرت اروپاییان به قاره آمریکا پس از سفر اول کریستف کلمب


با دقت در دو عامل بالا به پاسخ سؤال مذکور نائل می شویم ازآنجاکه عثمانی ها صرف نظر از غارت و کشتارهای مرسوم، کشورگشایی هایشان را در غالب فرهنگ شرقی- اسلامی صورت می دادند و هرگز در منطقه متصرفه به نسل کشی و امحاء دست جمعی دست نمی زدند. درحالی که با اتخاذ سیاست امحاء همانند اروپاییان، جمعیت اضافی سرزمین های خود را در مناطق حاصلخیز اروپا قرار دهند.

2- سلطه اروپای غربی بر قاره آمریکا و سَیَلان ثروت این قاره به این منطقه
در سال 1492 میلادی کریستف کلمب وارد جزیره ای مرجانی شد که بعدها باهاماس(Bahamas) نام گرفت. آنها در ابتدا گمان می کردند که به منطقه هندوستان رسیده اند و اهالی بومی آن منطقه را هندی(Indian)  نامیدند. کلمب از باهاماس خارج شد و به سفر خود ادامه داد و چندین جزیره دیگر در منطقه شناسایی و کشف نمود که از جمله آنان می توان به هیسپانیولا(Hispaniola) (قسمتی از هائیتی و جمهوری دومنیکن امروزی) اشاره کرد. کلمب و همراهانش از این جزایر جواهرات و طلای فراوانی بدست آوردند و به اسپانیا و نزد ملکه ایزابل بازگشتند.



کریستف کلمب
به گفته مورّخین، کلمب مردی طمّاع، حریص، پول دوست و هوس ران بود


در سال 1492 میلادی کریستف کلمب وارد جزیره ای مرجانی شد که بعدها باهاماس(Bahamas) نام گرفت.


دراین زمان بود که قاره جدید با سیل مهاجرت اروپاییان مواجه شد. اروپاییان برای رسیدن به ثروت نهفته در قاره آمریکا به هر اقدام وحشیانه ای از جمله نسل کشی و امحاء دسته جمعی بومیان منطقه دست زدند. سَیَلان ثروت قاره آمریکا به اروپای غربی از اواخر سده شانزدهم میلادی تأثیر بزرگی بر تسریع در فروپاشی و افول امپراتوری عثمانی نهاد. « از زمان کارل پنجم، که خاندان هابسبورگ سلطنت اسپانیا و مستعمرات پهناور آن را در قاره آمریکا نیز به دست آورد، به تدریج این ثروت بیکران به پشتوانه مالی نیرومندی برای جنگ ها و دسیسه های آن علیه عثمانی بدل شد. بخش مهمی از مخارج سنگین حکومت جابرانه و جنگ های خونین کارل پنجم را طلا و نقره آمریکا تأمین می کرد.»6



کارل پنجم
بخش مهمی از مخارج سنگین حکومت جابرانه و

جنگ های خونین کارل پنجم را طلا و نقره آمریکا تأمین می کرد.

« به نوشته دایرة المعارف بریتانیکا تنها در سال 1550 میلادی هفده کشتی برای او[کارل پنجم] سه میلیون سکه دوکات طلا از آمریکا آورد»7 با تکیه بر همین ثروت فراوان بود که خاندان هابسبورگ بعد از مدّت های طولانی توانستند از نفوذ امپراتوری قدرتمند عثمانی بکاهند و به توسعه ارضی آن پایان دهند و آغاز دوران افول امپراتوری عثمانی را کلید بزنند.




نشان نظامی امپراتوری هابسبورگ


« در این میان به ویژه سَیَلان نقره قاره آمریکا به بازارهای جهانی بر وضع مالی عثمانی تأثیرات وخیم و علاج ناپذیر برجای نهاد. از سال 1580 میلادی نقره ارزان معادن قاره آمریکا سراسر مملکت عثمانی را پر کرد و بحران مالی شدیدی پدید آورد، در نتیجه ارزش سکه نقره عثمانی(آقچه) به شدت کاهش یافت و بهای کالاها بالا رفت و این نیز به نوبه خود مایه بی نظمی شد.»8 در این میان تورّم شدید و رواج سکه های تقلّبی و کالاهای قاچاق و افزایش روزافزون نرخ بهره و گسترش پدیده شوم و هلاک کننده ربا، بر این اوضاع اسفبار شدّت می بخشید.

3- ورود کالاهای ارزان قیمت به ممالک عثمانی و خروج نقدینگی از این ممالک
همانطور که در اثنای مطلب بیان شد، اروپاییان به سرزمین های قاره آمریکا مهاجرت نمودند و زمین های آن را به کاربستند و ازاین جهت سیل کالاهای ارزان قیمت به سمت مرزهای امپراتوری عثمانی روانه شد و مردمان عثمانی از یک سو به سبب مشکلات مالی و بهای بالای کالاهای عثمانی و ازسوی دیگر به خاطر ارزانی کالاهای وارداتی، به این کالاها روی آوردند و لذا حجم قابل توجهی از نقدینگی امپراتوری عثمانی به سمت غرب و اروپای غربی سرازیر شد. علاوه برآن اروپاییان کالاهایی از جمله قهوه و تنباکو (که غالباً در قاره آمریکا کشت می شد) را در میان مردمان عثمانی رواج دادند و از این جهت عثمانیها را به خود وابسته نمودند.

هامر پورگشتال در این باره می نویسد:
«از جمله کارهایی که در این سال [سال ها] اتفاق افتادند... ظهور تنباکو در مملکت عثمانی می باشد. در مدت پنجاه سال قهوه و تنباکو به طوری در ممالک عثمانی شیوع یافتند که یکی از لوازم زندگی عثمانیان شدند»9



هامر پورگشتال: در مدت پنجاه سال قهوه و تنباکو به طوری در
ممالک عثمانی شیوع یافت که یکی از لوازم زندگی عثمانیان شد


گشاشی بازار ممالک عثمانی بر روی کالاهای مستعمراتی از قبیل تنباکو و قهوه را بایستی به کمپانی های استعمارگر یهودی منتسب دانست. نقش یهودیان به همین موارد محدود منحصر نمی شود و در طول بحث به جایگاه ویژه یهودیّت در روند فروپاشی امپراتوری قدرتمند عثمانی اشاره می نماییم.

سلاطین عثمانی در ابتدا در قبال این وابستگی ها و رواج محصولات وارداتی بی تفاوت بودند تا این که پس از دو دهه سلطان عثمان دوّم در سال 1622 میلادی استعمال تنباکو را به شدت ممنوع کرد. مصرف قهوه نیز در همان زمان ممنوع اعلام شد. به نظر می رسد در آن زمان سلاطین عثمانی مبحث تهدید امنیتی کالاهای وارداتی و وابستگی به آنها را تاحدودی درک کردند. سقوط سلطان عثمان دوم و تزلزل حکومت بعدی باعث شد ممنوعیت قهوه و تنباکو کمتر در نظر گرفته شود تا این که در سال 1630 میلادی این ممنوعیت شدیداً پیگیری شد و موجب بهبود وضع اقتصادی ممالک عثمانی گردید. این سختگیری تا سال 1652 میلادی ادامه داشت ولی در سال 1654 میلادی به یکباره مصرف و استعمال تنباکو حتی در میان نظامیان آن چنان رواج یافت که بیم آن می رفت در صورت سختگیری و اعمال دوباره ممنوعیت سبب بروز آشوب و شورش گردد.



نگاره ای از سلطان عثمان دوم ملقّب به سلطان جوان


به هرحال واردات بی رویّه کالاهای ارزان قیمت به ممالک عثمانی موجب تضعیف شدید اقتصاد این مملکت و افزایش تورّم و فقر گشت.

4- گشایش راه دریایی تجارت غرب با شرق(هند)
از دیرباز و به ویژه در عصر استعمار، هندوستان در کانون توجه استعمارگران بوده است. در قرون شانزدهم و هفدهم نیز از طرفی دستیابی به ثروت این منطقه در رأس اهداف پادشاهان اروپایی قرار داشته است و از طرف دیگر امپراتوری قدرتمند عثمانی به دلیل سیطره کاملی که بر راه های ارتباطی منتهی به هندوستان داشت مانع رسیدن اروپاییان به هند می شد و یا حداقل هزینه های سفر را برای آنان بسیار بالا می برد. کریستف کلمب طرحی ارائه کرد که طبق آن اروپاییان با سفر دریایی(به سمت غرب) و پیمودن عرض اقیانوس اطلس می توانستند سریع تر و ایمن تر به منطقه هندوستان برسند. کلمب زمین را به صورت یک کره تقریبا 63درصد ارزیابی نمود و فاصله جزایر قناری تا ژاپن را حدود 2300 مایل تخمین زد. فارغ از اهمیّت کشف قاره آمریکا که در این زمان اتفاق افتاد، مهم تر کشف راه جدید دریایی غرب به شرق بود و بعد از کلمب اروپاییان برای تجارت و سفر به شرق از این راه با هزینه و خطر کمتر عازم شرق و خصوصاً هندوستان می شدند.



کلمب در حال مطالعه محیط جغرافیایی زمین (قرن پانزدهم)


ویل دورانت در این باره می نویسد:
« تبدیل راه مدیترانه ای- مصری هند به یک مسیر دریایی، و توسعه تجارت اروپا با آمریکا، کشورهای آتلانتیک را ثروتمند و ایتالیا را فقیر ساخت... به تدریج، ملل مدیترانه رو به انحطاط نهادند زیرا از سر راه سفر مردم و کالاها برکنار بودند؛ ملل آتلانتیک، که با تجارت و طلای آمریکا ثروتمند شده بودند، پیش افتادند. این انقلابی بود در راه های تجارت»10



ویل دورانت: تبدیل راه مدیترانه ای- مصری هند به یک مسیر دریایی،
کشورهای آتلانتیک را ثروتمند و ایتالیا را فقیر ساخت


« این تحلیل در مورد عثمانی نیز صادق است که مهمترین دولت حوزه دریای مدیترانه به شمار می رفت و طی سده های چهاردهم و پانزدهم و شانزدهم میلادی از رونق تجارت زمینی شرق و غرب برخوردار بود»11

بدین ترتیب بخش دیگری از درآمد اقتصادی عثمانیان نیز ازدست رفت و اقتصاد آنان را بیش از پیش رو به زوال نهاد.

5- تقابل نظامی- اطلاعاتی غرب با امپراتوری عثمانی
« حکمرانان غرب از زمان تهاجم بایزید اوّل به اعماق قاره اروپا و شکست در نیکوپولیس(Nicopolis, Nikopol) در 1396 میلادی تهدیدی به نام عثمانی را با اعماق وجود خود شناختند و از آن زمان تلاش برای منحرف کردن این دشمن مقتدر از حرکت به سوی مرکز و غرب اروپا و تضعیف و از میان بردن آن به دغدغه دائمی آنان بدل شد. شکست نیکوپولیس حادثه ای است با چنان پیامدهای شگرف که به تعبیر لسترنج(Le Strange)، شرق شناس انگلیسی"سرانجام اروپا را بیدار کرد" »12.



نبرد نیکوپولیس و شکست سخت اروپائیان از عثمانیها
در این نبرد چیزی نمانده بود که پادشاه مجارستان کشته شود.


حوادث و اقداماتی که در ذیل بدان اشاره شده است را می توان در چارچوب «استراتژی دفع تهدید عثمانی» قرار داد و البته این اقدامات در موارد زیر منحصر نمی شود که بیان تمامی آنان از حوصله بحث خارج است.

الف) چرخش سمت و سوی توسعه طلبی امیر تیمور گورکانی از شرق به غرب و جنگ با بایزید اوّل و قتل او(1400-1403 میلادی)13

ب‌)    شورش شیخ بدرالدین- قاضی یهودی تبار اهل سماون- و همدستان یهودی او در زمان احیای دولت عثمانی به دست سلطان محمد اول(چلپی)14

پ) مهاجرت حدود بیست هزار یهودی از شبه جزیره ایبری به عثمانی(اواخر سده پانزدهم و اوایل سده شانزدهم میلادی)15

ت‌) پیدایش موج خونین شیعه ستیزی و قتل عام شیعیان آناتولی و آغاز جنگ های عثمانی علیه ایران(دهه 1510 میلادی)16

ث‌) آشوب ها و شورش هایی که درست به هنگام تشدید تهدید عثمانی و حرکت آن به سوی اعماق قاره اروپا در سرزمین عثمانی رخ می داد. 17

ج‌) نفوذ در دربار و حرمسرای عثمانی و دسیسه علیه شاهزادگان و نخبگان شایسته و اصلاح طلب و قتل ایشان مانند شاهزاده مصطفی(1553میلادی)و شاهزاده بایزید(1562 میلادی) پسران ارشد سلیمان قانونی و وزرایی همچون ابراهیم پاشا(1536 میلادی) و محمد سوکولی(1579 میلادی) که مخالف دسیسه های جنگ افروزانه علیه ایران بودند. 18

ح‌) استقرار یک کانون اطلاعاتی قدرتمند و مقتدر در دربار و حرمسرای عثمانی برای منحرف کردن استراتژی ها و رویکرهای این امپراتوری که برای نمونه می توان به کانون قدرتمند روکسلانه(خرم سلطان) و اطرافیان او اشاره نمود. 19

خ‌) سلطه بر ضرابخانه و امور مالیه عثمانی و کاهش ارزش پول عثمانی. 20

6- رشد فساد در ساختار سیاسی
«گسترش فساد در رأس ساختار سیاسی که در ظهور حرمسرا به عنوان یک نهاد سیاسی مقتدر، رواج خویشاوندسالاری به عنوان رویه ای تباه کننده در برابر شایسته سالاری و سوءاستفاده از مقام و منصب برای انباشت ثروت شخصی تجلّی یافت.»21

« در ساختار سیاسی عثمانی برای تضمین سلامت نهاد سلطنت تدابیری وجود داشت که در دنیای آن عصر بی نظیر و شگفت انگیز است: در بخش مهمی از تاریخ عثمانی به جز شخص سلطان، سایر اعضای خاندان آل عثمان(شاهزادگان) از مناصب حکومتی کاملا برکنار بودند و رجال کاردان و شایسته زمام امور کشور را به دست داشتند.»22

رویّه بدین شکل بود که سلاطین عثمانی معمولاً یک زن عقدی را به همسری می گرفتند و درواقع حق داشتن چهار زن عقدی به اتباع اختصاص داشت. درضمن این سلاطین همسر خود را از میان کنیزکان و نه از میان اعضای خاندان های مشهور و سرشناس انتخاب می نمودند تا بدین صورت راه خویشاوندسالاری و ورود خویشاوندان به قدرت و حکومت انسداد یابد.

هامر پورگشتال در این باره می نویسد:
«سلطانی که از این زنان[کنیزکان] متولد شده باشد، به واسطه نداشتن اقوام و ارحام وبستگانی دیگر درسلطنت وپادشاهی آزاد و خالی ازقید خواهد بود.»23

سلطان عثمان دوّم اولین پادشاهی بود که رویّه ثابت را خدشه دار نمود و تصمیم گرفت از میان اتباع عثمانی همسر عقدی اختیار کند و همزمان چهار زن عقدی داشته باشد و البته با شورش مردم سرنگون شد.

به هرحال « فسادی که از عصر [سلطان] سلیمان[قانونی] از طریق کنیزان مجهول الهویه و مشکوک چون روکسلانه(خرم سلطان- همسر سلیمان و مادر سلیم دوم) و نوربانو سلطان یهودیّه(همسر سلیم دوّم و مادر مراد سوّم) و خواجگان بر حرمسرا و دولت عثمانی حاکم شد، تأثیرات فرهنگی و ژنتیکی خود را برحای نهاد. نماد این فساد را می توان در شخصیت فاسد و میگسار سلیم دوم به روشنی دید که با سیره سلاطین سلف مثلاً [سلطان] مراد دوّم به کلی تفاوت داشت.»24



روکسلانه(معروف به خرّم سلطان)
بسیاری در مورد مذهب خرم سلطان با تردید صحبت می کنند و
در این میان زمزمه های یهودی بودن روکسلانه جدی به نظر می رسد


7- تحجر دینی و انحطاط اندیشه سیاسی

«گسترش و اقتدار طریقت های دراویش(اهل تصوّف) از یک سو و ظهور گروه های خشک اندیش و تحجّرگرا در میان فقها از سوی دیگر تعارض فرهنگی بزرگی در عثمانی سده های هفدهم و هجدهم میلادی پدید آورد که در انحطاط و انجماد فکری عثمانیان مؤثر بود»25

اندیشه های اجتماعی و سیاسی عثمانیان در چارچوب همین انحطاط فکری محبوس ماند و از رشد آن جلوگیری شد. « برجسته‌ترین نماد این تحجر را در اندیشه و عملکرد پیروان قاضی زاده می‌توان دید که دوران اقتدار آن مقارن با دهه های 1630 تا 1650 میلادی است. قاضی زاده به‌کارگیری برخی از آداب و رسوم و سننی را که در زمان پیامبر اسلام (ص) رواج نداشت بدعت و حرام می‌دانست و صوفیان را بدترین بدعت گذاران در دین اسلام می‌شمرد.»26

براندازی صهیونیستی در امپراتوری عثمانی(نقش یهود در براندازی دولت عثمانی)
همانطور که در اثنای گزارش بیان کردیم، پیروان آیین تحریف شده یهود جایگاه و نقش اصلی در روند فروپاشی امپراتوری عثمانی را برعهده دارند. از این رو در این گزارش در محوری جداگانه به اقدامات یهودیّت صهیونیستی در اسقاط و زوال دولت مقتدر عثمانی می پردازیم.

1-اقدامات فرهنگی صهیونیسم علیه امپراتوری عثمانی

1-1- ادبیات بازگشت به صهیون
بی شک خوانندگان محترم با باور یهودیان صهیونیست مبنی بر بازگشت به صهیون یا اورشلیم آشنایی دارند ولی اگر بخواهیم در یک عبارت کوتاه به توضیح و تفسیر این باور خرافی تحریف شده بپردازیم کافی است به جملات اسحاق بن یهودا آبرابانل(Issac Abrabanel)  اشاره نماییم:

« خداوند یک منجی از خاندان داوود خواهد فرستاد، تا ملّت خوار و ذلیل را به «اورشلیم» برگرداند و معبد را بازسازی کند؛ تا قوم دوباره مقدّس شوند... پس از بازگشت قوم به «فلسطین» مردگان زنده خواهند شد.»27



اسحاق بن یهودا آبرابانل: پس از بازگشت قوم[یهود] به «فلسطین»
مردگان زنده خواهند شد.


در طول زمان حکومت عثمانی آثار زیادی با هدف رواج عقاید و باورهای یهودیان صهیونیست مبنی بر بازگشت به اورشلیم نگاشته شد و تبلیغات حجیم و گسترده ای را روانه اذهان اجتماع نمود و بدین شکل حکومت عثمانی را نیز تحت فشار و هجمه تبلیغاتی قرار داد.

2-1-  ترویج ناسیونالیسم و افکار نژادپرستانه

1-2-1- ناسیونالیسم عربی(تأکید بر نژاد عربی)
انجمن های اقلیّت های دینی در سرزمین های عثمانی به ترویج عقاید ناسیونالیسم عربی برای محدود کردن سلطه ترکان عثمانی در مناطقی مثل سوریه، لبنان و فلسطین پرداختند. در این میان انجمن های یهودی و مسیحی نقش بسزایی را ایفا می نمودند به طوری که در دوره ای به فراگیری زبان عربی پرداختند و سپس نشریات مختلف به زبان عربی منتشر نمودند و فعالیت تبلیغاتی زیادی علیه ترکان و سلاطین دولت عثمانی انجام دادند. از آنجا که غالب جمعیّت عثمانیان عرب زبان بودند، این فعالیت ها در جهت تفرقه و ایجاد هرج و مرج بسیار مؤثر بود.

2-2-1- ناسیونالیسم ترکی(تأکید بر نژاد ترکی)
همانطور که بیان شد، هدف انجمن های مذکور تضعیف حکومت مرکزی بود و از این رو این انجمن ها برای هرچه بیشتر دامن زدن به اختلافات شروع به ترویج عقاید، افکار و اندیشه های ناسیونالیسم ترکی نمودند. نشریات مختلف به زبان ترکی با این هدف منتشر شدند. رواج این افکار سلاطین عثمانی را بیش از پیش خودرأی و خودکامه تر و اعراب را بیش تر از قبل خشمگین تر می نمود.

3-1- سلطه ی مطبوعاتی
« اقتدار یهود بر عرصه چاپ و نشر در قرن هجدهم میلادی، وسوسه ی صهیونیسم را جهت سیطره ی کامل بر فرهنگ جهانی، از این طریق برانگیخت و محافل و انجمن های مخفی وابسته به صهیونیسم جهانی را بر آن داشت تا در پوشش های مختلف به فعالیت بپردازند.»28

« در سال 1869 میلادی راشورون خاخام یهودی در سخنرانی خود در شهر «پراگ» درباره ی اهمیّت رسانه ها در نظر یهودیان، گفت: اگر طلا نخستین قدرت ما برای سیطره ی بر جهان است، مطبوعات باید دومین قدرت ما باشد» 29

یهودیان با بهره گیری از صنعت مطبوعات با تمام توان به نشر افکار و باورهای خود و ترویج ناسیونالیسم عربی و ترکی می پرداختند و روز به روز شکاف امنیتی دولت عثمانی را عمیق تر می نمودند.

4-1- فرقه گرایی
« دامن زدن به اختلافات مذهبی و تعمیق جریانات انشعابی اسلامی همواره مورد توجّه دشمنان اسلام قرار داشته است. این مسئله حتی در صدر اسلام و پس از ان با اختلاف در میان شیعیان و اهل سنّت سابقه ای دیرین دارد. ولی آنچه که موجب اقتدار و عظمت امپراتوری عثمانی شده بود، همانا رنگ و بوی اسلامی آن و حمایت و احترام به مقدّسات اسلامی و اصول بنیادین شرع بود، که تحت نظارت و زعامت نهاد شیخ الاسلامی در طول قرن ها محافظت و صیانت شده بود»30

رهیافت تخریب حبل المتین اسلام توسط جریانات معاند و هدایت شده در داخل امپراتوری و خارج از آن، توسط دولتمردان انگلستان به صورت گسترده درپیش گرفته شد.

به عنوان مثال، گلادستون نخست وزیر وقت انگلستان ضمن سخنرانی در پارلمان «انگلیس» پس از کوبیدن «قرآن» بر روی میز گفت: 
« تا این کتاب(قرآن)در میان مسلمانان است، امنیت و اطاعت سرزمین های مسلمان نشین در برابر انگلیس محال است»31



ویلیام اوارت گلادستون: تا این کتاب(قرآن)در میان مسلمانان است،
امنیت و اطاعت سرزمین های مسلمان نشین در برابر انگلیس محال است



از این رو راهبرد افتراق و فرقه گرایی مذهبی در مین جوامع دینی از عمده ترین شگردهایی است که در سیاست خارجی بریتانیا ترسیم شده و با هدایت صهیونیسم همواره پیگیری می شود. «مستر همفر» را می توان از جمله مهمترین مأموران این دستگاه خبیث نام برد. در ادامه گزارش به تعدادی از این فِرَق اشاره خواهیم کرد و برای جلوگیری از اطناب مملّ تنها به توضیح فرقه انحرافی وهابیّت می پردازیم.

1-4-1- وهابیّت در جامعه اهل سنّت
شاید بتوان از فرقه ضالّه و انحرافی وهابیّت به عنوان مهمترین شاهکار سیاسی- مذهبی صهیونیسم انگلیسی یاد کرد. « واضح و مبرهن است که عملیات فرقه سازی از سوی استعمار و امپریالیزم، به خصوص انگلستان، ریشه در معاندات تاریخی زرسالاران و اومانیست های یهودی با ادیان بزرگی چون اسلام دارد.»32 به دلیل همین تأثیرات سیاست خارجی و راهبردی بریتانیا همواره بر دشمنی با اسلام و گسترش فِرَق و فرقه گرایی در جوامع اسلامی بوده است.

فرقه وهابیّت نیز در همین راستا و توسط محمدبن عبدالوهّاب و به تحریک «همفر»(جاسوس انگلستان) صورت گرفت. همفر در خاطراتش درباره تحریک محمدبن عبدالوهاب می نویسد:
« پس از آشنایی و مراوده با محمدبن عبدالوهّاب، بدین نتیجه رسیدم که فرد شایسته برای اجرای مقاصد بریتانیا در منطقه، شخص او تواند بود...من پیوسته در گوش او فرا می خواندم که خداوند تورا از موهبت نبوغ و قریحه ای بهره مند ساخته که به مراتب از علی و عمر بیشتر است. به او می گفتم اگر تو در زمان پیامبر بودی، یقیناً به جانشینی او انتخاب می شدی»33




محمدبن عبدالوهّاب(بنیانگذار مکتب ضالّه وهابیّت)



کتاب خاطرات مسترهمفر به چند زبان زنده دنیا ترجمه شده است.



این فرقه در زمان قدرت گرفتن آل سعود به اوج خود رسید و هم اکنون به عنوان مذهب رسمی عربستان سعودی مطرح می شود.




محمدبن عبدالوهاب(فرد دوم از سمت چپ)
در کنار محمدبن سعود، بنیانگذار آل سعود(نشسته)



شاید با بیان نامه زیر که از سوی عبدالعزیز (مؤسس و بنیانگذار عربستان سعودی) خطاب به «پرسی کاکس» نماینده بریتانیا نوشته شده است، حجاب وابستگی وهّابیان آل سعود به صهیونیسم انگلیسی بیش از پیش کنار رود:

« آقای من! سرپرسی کاکس نماینده بریتانیای کبیر عزّتش مستدام باد ... بزرگی خدمات ما را برای بریتانیای بزرگ و دوستی و صمیمیت ما را برای همیشه بپذیرید.

نوکر شما امیر نجد و عشایر آن، عبدالعزیز آل سعود»34




پرسی کاکس، نماینده بریتانیا



این نوکر صهیونیسم بین الملل در نامه ای دیگر وابستگی خود را به یهودیان زرسالار چنین تشریح می نماید:

« من سلطان عبدالعزیز بن عبدالرحمن الفیصل آل سعود اقرار و اعتراف می کنم، برای «سر پرسی کاکس» نماینده بریتانیای کبیر، از طرف من مانعی نیست که فلسطین را به مسکینان یهود یا غیر یهود که بریتانیا بخواهد ببخشم. از زیر پرچم بریتانیا بیرون نخواهم رفت تا روز قیامت.»35



عبدالعزیز، بنیانگذار و اولین پادشاه عربستان سعودی



2-4-1- بهائیّت در جامعه شیعه

3-4-1- پیوریتانیسم در جامعه مسیحی:
جمعیّتی از پروتستان های افراطی که اعتقاد به «بازگشت به صهیون». آنها در ابتدا «سرزمین آمریکا» را سرزمین موعود می پنداشتند و لذا از انگلستان به آمریکا مهاجرت نمودند و «پیوریتانیسم آمرکایی» را بنا نهادند.

4-4-1- اسرائیلیان انگلیس در میان پیوریتن های انگلیس

5-4-1- بابتیسم منشعب از پروتستان های انگلیس
و فرقه های متعدّد دیگر که مجال آوردن همه آنها نیست.

5-1- قوم گرایی یهودی
برطبق آیات مندرج در «تورات» مانند «اشعیا» غالبِ خاخام ها با تفاسیری که ارائه می کنند، رستاخیز بشری را در «اورشلیم»، امری محتوم و قطعی دانسته و سکونت در «ارض مقدّس» را فریضه ای الهی می دانند. «آرمان رهایی یهودیّت مدّعی است که در آخرالزمان قوم یهود تبدیل به یک قدرت جهانی در «فلسطین» خواهد شد و از آنجا حاکمیّتی عدالت خواهانه بر جهان خواهد داشت. مشاهده می شود که در ورای این اهداف مصلحانه، تأکید ویژه بر قوم یهود وجود دارد، همچنان که از این نکته وحدت بخش، صهیونیسم نهایت بهره برداری را انجام داده و توانسته است تأسیس دولت یهودی در «فلسطین» را به عنوان یک هدف(نه آرمان) قومی جایگزین بسیاری از آرمان های مسیحایی نماید.»36

2-اقدامات اقتصادی صهیونیسم علیه امپراتوری عثمانی
در دوران حامیّت کلیسای کاتولیک که به قرون وسطا معروف است، یهودیان از لحاظ مالی تحت محذوراتی خاصّ قرار داشتند و در نتیجه این محذورات یهودیان از هرگونه مالکیّت غیرمنقول منع می شدند و لذا این امر موجب شد آنان سرمایه های خود را به سمت بخش های تجاری، بازرگانی و صنعتی سیر دهند. بدین ترتیب بیشتر مراکز صنعتی و تجاری و بنادر بازرگانی مهمّ اروپا تحت نفوذ و سیطره یهودیان درآمد. حتی گفته شده مهاجرت کلمب برای راه یابی از غرب به شرق نبوده بلکه ازجهت یافتن سرزمین هایی مناسب جهت سرمایه گذاری یهودیان بوده است. قائلان این مبحث، کمک مالی انجمن برادری یهودی اسپانیا و کمک معنوی لوئیس دسانتاگل یهودی(مدیر دربار) درجهت جلب رضایت ملکه ایزابلا و فردیناند و مهاجرت بیشمار یهودیان به قاره آمریکا و دیگر دلائل را به منظور اثبات مدّعای خود مطرح می نمایند.

همانطور که در اثنای گزارش بیان شد عثمانیها در اثر مشکلات مختلف دچار یک رکود اقتصادی شدید شدند و لذا کسری بودجه های متوالی رویکرد عثمانیها را به بانک های خارجی و أخذ وام های سنگین را در پی داشت. توجه به این موضوع و اینکه اقتصاد جهانی و پایگاه های تجاری و بازرگانی تحت سیطره یهود قرار داشت می تواند سیر نزولی فروپاشی عثمانیها را روشن سازد.
دراین میان می توان به فعالیّت اقتصادی گسترده یهودیان در فلسطین اشاره نمود که براساس این فعالیت گسترده جمعیت یهودیان نسبت به دیگر اقوام روبه فزونی رفت و اقتدار دولت عثمانی را دچار چالش نمود.

3-اقدامات و فعالیت های سیاسی صهیونیسم علیه دولت عثمانی
تمامی عللی که در بخش اقدامات فرهنگی صهیونیسم علیه امپراتوری عثمانی مطرح شد، هریک به نحوی موجبات تضعیف حاکمیّت دولت مقتدر عثمانی را رغم زد. به طور مثال ترویج افکار نژادپرستانه و ناسیونالیسم موجب شکاف مردم با مردم از یک سو و مردم با دولت از سوی دیگر شد که این قضیه تضعیف حاکمیّت را به همراه داشت.

« از مخرّب ترین اقدامات صهیونیسم جهانی در روند براندازی عثمانی، ایجاد رخنه در ارکان تصمیم گیری آن امپراتوری بود. چنان که عوامل و عناصر نفوذی در لایه های حکومتی، ضمن آنکه مانع از اجرای اقدامات اصلاح گرایانه می شدند در تخریب اقتدار عثمانی گاهی به صورت فردی و گاهی نیز هدایت شده و سازمان یافته عمل می نمودند.»37

در تأیید مطلب مذکور، مصطفی کامل نویسنده مسلمان در کتاب «مسئله شرقی» می نویسد:
« درون دولت عثمانی بسیاری از زنان و مردان بیگانه نفوذ کردند و برای خود اسامی اسلامی برگزیدند و برای رسیدن به مقام های عالی کوشیدند، حتی برخی از آنها به پست های مهمی رسیده...»38

از میان این زنان و مردان بیگانه که مصطفی کامل ذکر می نماید می توان به روکسلانه(خرم سلطان- همسر سلیمان قانونی و مادر سلیم دوم) و نوربانو سلطان(همسر یهودی سلیم دوم) و دیگران اشاره نمود که تا قلب قدرت در دولت عثمانی پیش رفتند و زمینه های فساد و زوال دولت عثمانی را فراهم آوردند.

******************************

ارجاعات مستقیم

1-    مقاله «علل انحطاط و فروپاشی عثمانی»، شهبازی عبدالله، ص3
2-    همان، ص4
3-    همان، ص5
4-    شهبازی عبدالله(1377)، زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، ج1 -  ص 256
5-    همان، ج1- ص225
6-    مقاله «علل انحطاط و فروپاشی عثمانی»، شهبازی عبدالله، ص13
7-    شهبازی عبدالله(1377)، زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، ج3 -  ص 24
8-    مقاله «علل انحطاط و فروپاشی عثمانی»، شهبازی عبدالله، ص14
9-    همان، ص15
10-    شهبازی عبدالله(1377)، زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران، تهران: مؤسسه مطالعات   
و پژوهش های سیاسی، ج1 -  ص 53
11-    مقاله «علل انحطاط و فروپاشی عثمانی»، شهبازی عبدالله، ص17
12-    شهبازی عبدالله(1377)، زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران، تهران: مؤسسه مطالعات   
و پژوهش های سیاسی، ج2 -  ص 79
13-    شهبازی عبدالله(1377)، زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران، تهران: مؤسسه مطالعات   
و پژوهش های سیاسی، ج2 -  صص 77-79
14-    مقاله «علل انحطاط و فروپاشی عثمانی»، شهبازی عبدالله، ص19
15-    همان، ص20
16-    شهبازی عبدالله(1377)، زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران، تهران: مؤسسه مطالعات   
و پژوهش های سیاسی، ج2 -  ص 85
17-    همان، ج2- 304
18-    شهبازی عبدالله(1377)، زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران، تهران: مؤسسه مطالعات   
و پژوهش های سیاسی، ج4 -  صص 306 -308
19-    همان، ج4- صص 315-317
20-    همان، ج4- ص314
21-    مقاله «علل انحطاط و فروپاشی عثمانی»، شهبازی عبدالله، ص21
22-    همان
23-    همان، ص22
24-    همان، صص 22-23
25-    همان، ص23
26-    همان، صص 23-24
27-    فرسایی محسن(1388)، براندازی صهیونیستی(در امپراتوری عثمانی)، تهران: هلال، صص 160-161
28-    همان، ص 190
29-    همان، ص 191
30-    همان، ص 198
31-    همان، ص 199
32-    همان
33-    همان، ص 201
34-    همان، ص 206
35-    همان
36-    همان، ص 229
37-    همان، ص 326
38-    همان، ص 327

منابع غیر مستقیم

1-    شهبازی عبدالله(1377)، زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، ج 5
2-    ورلندن شارل(1373)، کریستف کلمب، موسوی شیرازی، سیدجمال، تهران: شرکت توسعه کتابخانه های ایران
3-    حلاق حسان(1380)، نقش یهود و قدرتهای بین المللی در خلع سلطان عبدالحمید از سلطنت، جودکی حجت الله، درویش احمد، تهران: مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
4-    احمد یاقی اسماعیل(1379)، دولت عثمانی از اقتدار تا انحلال، جعفریان رسول، قم: پژوهشکده حوزه و دانشگاه
5-    باربر،نوئل(1372)، فرمانروایان شاخ زرین، هوشنگ مهدوی،عبدالرضا، تهران: نشر گفتار

سایت‌ها
1- http://www.americanheritage.com/content/columbus-and-genocide
2-  http://www.bbc.co.uk/history/historic_figures/columbus_christopher.shtml
3- http://www.bbc.co.uk/schools/primaryhistory/famouspeople/christopher_columbus/
4- http://www.antisharia.com/2011/07/24/roxelanafrom-slave-for-sexual-purposestowife-of-the-ottoman-sultanher-life-and-times/
5-http://roxelanasule.blogspot.co.uk/
6-http://www.bbc.co.uk/religion/religions/islam/history/ottomanempire_1.shtml
7-http://www.britannica.com/EBchecked/topic/434996/Ottoman-Empire
8-http://www.britannica.com/EBchecked/topic/107009/Charles-V

منبع: مشرق

2 نظر

  • لینک نظر Sanan يكشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۴۰ نوشته شده توسط Sanan

    عالی بود اطلاعات فوق العاده ای بود اما درباره ی فروپاشی خاندان عثمتنی واخرین پادشاه سخنی به میان تیامده است

  • لینک نظر مریم پنجشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۲۱:۰۰ نوشته شده توسط مریم

    از یهودی اسراییلی متنفرم و با تمام وجودم نابودی اونها رو می خواهم.
    کاش یهودی های مخالف اسراییل متحد شن و علیه اسراییل شورش کنند تا وجدان جهان بیدارتر شه.

نوشتن نظر